سرگردی
licenseمعنی کلمه سرگردی
معنی واژه سرگردی
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
494
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
major
عربی
رئيسي | كبير , رائد , أكبر , أساسي , راشد , الشئ الأهم , عظيم , أسمى , الرائد , الراشد , رائد رتبة عسكرية , تخصص في الدراسة , السلم الكبير
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سرگردی" به معنای سردرگمی و بلاتکلیفی است و در زبان فارسی بهطور کلی با قواعد زیر به کار میرود:
-
واژهسازی: "سرگردی" از ترکیب دو جزء "سر" و "گردی" ساخته شده است. "سر" به معنای چرخیدن و "گردی" به معنای حالت گردان و نا مشخص است.
-
نوشتن با حرف "ی" یا "ی": در نوشتار رسمی، معمولاً "سرگردی" با "ی" آخر نوشته میشود. مثلاً: "او در سرگردیهایش به دنبال راهی بود."
-
استفاده در جملات:
- "سرگردی او باعث شد که نتواند تصمیم درستی بگیرد."
- "ما در این شرایط سرگردی حس کردیم."
-
نکات نگارشی: برای تاکید بر کلمه "سرگردی" میتوان از علائم نگارشی مانند ویرگول و یا خط تیره استفاده کرد. به عنوان مثال: "او در سرگردی – بلاتکلیفی – به سر میبرد."
- مفاهیم مرتبط: کلمات مرتبط شامل گیجی، ابهام، تردید و بلاتکلیفی هستند و استفاده از آنها میتواند معنای جمله را غنیتر کند.
این قواعد به کمک خوانندگان میآید تا درک بهتری از کاربرد کلمه "سرگردی" در نوشتار و گفتار فارسی داشته باشند.
