استمداد
licenseمعنی کلمه استمداد
معنی واژه استمداد
اطلاعات بیشتر واژه
کلمهی "استمداد" از ریشهی "مدد" و به معنای درخواست کمک و یاری است. این کلمه در فارسی بهطور خاص در متون دینی و ادبی به کار میرود. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
-
زبان و دایرهی کاربرد: واژهی "استمداد" بیشتر در متون رسمی، دینی و ادبی استفاده میشود و ممکن است در محاورات روزمره کمتر شنیده شود.
-
نحوهی استفاده: این کلمه معمولاً با حرف جرّ "از" به کار میرود. بهعنوان مثال:
- "از خدا استمداد میطلبم."
- "استمداد از اهل علم."
-
صرف و نحو: "استمداد" یک اسم است و معمولاً بهعنوان مفعول در جملات به کار میرود. بهعنوان مثال:
- "او از دوستانش استمداد کرد."
-
قواعد املایی: املای کلمهی "استمداد" باید بهطور صحیح و بدون اشتباهات املایی نوشته شود.
-
نکات بلاغی: این واژه میتواند بهعنوان یک عنصر بلاغی در شعرها و نثرهای ادبی به کار رود تا احساس نیاز به یاری و کمک را به تصویر بکشد.
- جایگزینی: در برخی موارد میتوان از واژههای مشابه مانند "کمک" یا "یارگیری" استفاده کرد، اما "استمداد" بار معنایی خاصی دارد که نمیتوان بهراحتی آن را جایگزین کرد.
با در نظر گرفتن این نکات، میتوان استفادهی صحیح و مؤثری از کلمهی "استمداد" در نوشتار و گفتار داشت.
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "استمداد" در جمله آوردهام:
- در مواقع بحرانی، بسیاری از مردم از خداوند استمداد میکنند تا آرامش و یاری بگیرند.
- او برای حل مشکلاتش به دوستانش استمداد کرد و از آنها کمک خواست.
- در کنفرانس، سخنران به استمداد از تجربیات دیگران اشاره کرد تا بهترین راهحلها را پیدا کند.
- دولت تصمیم گرفت تا از جامعه بینالمللی استمداد کند تا در تأمین غذا و دارو برای آوارگان کمک شود.
- هنگام مواجهه با چالشهای بزرگ، استمداد از علم و فناوری میتواند راهگشا باشد.
اگر مثالهای بیشتری نیاز دارید، حتماً بفرمایید!
