شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

farmān
command  |

فرمان

معنی: حکم، امر، دستور
501 | 0
مترادف: 1- امر، امريه، توقيع، حكم، دستور، رقم، سفارش، طغرا، فرمايش، منشور 2- رل، سكان 3- اجازه، پته، پروانه، فته
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [پهلوی: farmān، جمع: فرامین] ‹پرمان›
مختصات: (فَ) [ په . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: farmAn
منبع: فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد: 371
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
command | decree , order , steering wheel , edict , mandate , commandment , word , handlebar , ordinance , instruction , charter , precept , errand , sanction , commission , bill , institute , ordonnance , rescript
ترکی
emretmek
فرانسوی
commande
آلمانی
befehl
اسپانیایی
dominio
ایتالیایی
comando
عربی
قيادة | أمر , سيطرة , إصدار الأوامر , سلطة , فرقة , إشراف , أسطول , إطلال , دعوة ملكية , منجز بناء على طلب , قاد , سيطر , هيمن , يأمر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "فرمان" در زبان فارسی دارای کاربردها و معانی مختلفی است و در نگارش و قواعد مرتبط با آن نکات زیر قابل توجه است:

  1. معنی: فرمان به معنای دستور، فرماندهی یا حکمی است که از سوی مقام بالاتر صادر می‌شود. در برخی موارد به معنی وسیله‌ای برای هدایت (مانند فرمان خودرو) نیز به کار می‌رود.

  2. صرف و انصرف:

    • "فرمان" یک اسم نکره است و در جملات مختلف می‌تواند به عنوان فاعل، مفعول، یا متعلق به حرف جر استفاده شود.
    • این کلمه جمع نمی‌شود و به عنوان جمع "فرمان‌ها" نوشته می‌شود.
  3. استفاده در جملات:

    • برای جمله‌سازی، می‌توان از "فرمان" در زمینه‌های مختلفی استفاده کرد. مثلاً:
      • "فرمان جدید رهبر صادر شد."
      • "راننده باید به فرمان خودرو توجه کند."
  4. نگارش:

    • "فرمان" باید به صورت صحیح و بدون اشتباهات املایی نوشته شود.
    • در جملات رسمی، توجه به استفاده درست و به‌جا از کلمه "فرمان" ضروری است.
  5. ترکیب‌ها:
    • "فرمانبرداری": به معنای اطاعت از فرمان.
    • "فرماندهی": به معنای مدیریت یا رهبری.

با رعایت این نکات می‌توانید به درستی از کلمه "فرمان" در نگارش‌های خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. فرمانده ارتش برای بسیج نیروی انسانی به تمامی واحدها دستور صادر کرد.
  2. او با یک فرمان قاطع تصمیم به تغییر مسیر پروژه گرفت.
  3. ماشین جدید به سیستم فرمان پیشرفته‌ای مجهز شده است که کنترل آن را آسان‌تر کرده است.

واژگان مرتبط: فرماندهی، سرکردگی، فرمایش، حکم، سفارش، نظم، دستور، ترتیب، راسته، چرخ فرمان، رل، چرخ سکان، فرمان اتومبیل، قانون، فرمان قانون، قیمومت، تعهد، اختیار، وکالتنامه، دستور خدا، کلمه، واژه، حرف، لغت، سخن، دسته دو چرخه، امر، تقدیر، ایین، دستور العمل، راهنمایی، اموزش، منشور، امتیاز، خط، مزایا، اجازه نامه، امریه، خطابه، قاعده اخلاقی، ماموریت، پیغام، ارجاع، تصویب، جواز، ضمانت اجرایی قانون، فتوای کلیسایی، تایید رسمی، کمیسیون، هیئت، حق کمیسیون، حق العمل، لایحه، قبض، اسکناس، صورت حساب، موسسه، بنیاد، بنگاه، انجمن، بنداد، وضع، سبک معماری، رساله، فتوای پاپ، دست خط، فر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری