شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

fok
jaw  |

فک

معنی: جدا کردن چيزي، دور کردن يکي از ديگري، آرواره ، چانه
‎ - 1 از هم جدا کردن ‎ - 2 گشودن
‎ - 3 رها کردن ‎ - 4 از گرو در آوردن
آزاد کردن تزده ‎ - 5 اروارک زنوک
آرواره (فک اعلي) زنخ (فک اسفل)
گربه ي دريايي خوک آبي
‎ - 1 (مصدر) جدا کردن دو چيز از هم
‎ - 2 باز کردن گشودن ‎ - 3 رها کردن
(اسير) ‎ - 4 از گرو بيرون آمدن
‎ - 5 (اسم) از هم جدا کردگي ‎ - 6 گشودگي
‎ - 7 رهايي (اسم) هر يک از دو
استخواني که در تشکيل آرواره پايين
و آرواره بالا شرکت مي کنند آرواره
پايين فقط از يک استخوان به نام فک
اسفل تشکيل شده در صورتي که آرواره
فوقاني از ‎ 13 استخوان به وجود آمده
که يک زوج فک اعلي دو تا از آن ‎13
استخوان است . يا فک اسفل . استخواني
است فرد و متناظر به شکل نعل اسب
که به تنهايي آرواره زيرين را مي سازد
و داراي يک تنه و دو شاخه صعودي است .
تنه داراي يک سطح قدامي محدب است که به
عضلات پوستي صورت مجاور است و يک
سطح خلفي مقعر که در آن دو حفره
براي غدد بزاقي زير زباني و تحت فکي
وجود دارد و کنار فوقاني تنه محل
حفره هاي دنداني است که ريشه
دندان ها در آن جاي مي گيرد . کنار
تحتاني اين استخوان صاف و قسمت فوقاني
حد گردن است . در سطح قدامي تنه
استخوان مذکور در قسمت وسط يک
برجستگي وجود دارد که به نام برآمدگي
چانه يي است . شاخه هاي صعودي اين
استخوان که از طرفين تنه بالا مي روند
داراي سطحي داخلي براي چسبيدن عضلات
رجلي داخلي و رجلي خارجي و يک سطح
خارجي جهت التصاق عضلات ماضغه مي باشند .
کنار فوقاني هر يک از شاخه هاي
صعودي استخوان مذکور داراي يک گودي
مياني است به نام شيار سيني شکل
و دو برآمدگي قدامي و خلفي : برآمدگي
قدامي موسوم بزايده منقاري است و
مثلثي شکل مي باشد و عضله گيجگاهي
بان مي چسبد . برآمدگي خلفي موسوم
به لقمه فک است که توسط قسمتي باريک
بنام گردن با شاخه صعودي يکي
مي شود . لقمه فک اسفل با لقمه و حفره
دوري استخوان گيجگاهي مفصل شده
تشکيل مفصل گيجگاهيفکي را مي دهد
آرواره زيرين چانه . يا فک اعلي .
استخواني است زوج که در طرفين
صورت قرار گرفته و داراي يک زايده
هرمي است که با استخوان گونه يي
مفصل مي شود . و برجستگي صورت را
تشکيل مي دهد و زايده ديگري نيز
دارد به نام زايده صعودي فک و همچنين
زايده سومي نيز دارد که به طرف
داخل آمده و بنام زايده
کامي موسوم است و در تشکيل سقف دهان
و کف بيني شرکت دارد . همين زايده
کامي است که در قسمت جلو و پايين
آن حفره هاي دنداني فک اعلي قرار
دارند . سطح خارجي فک اعلي مجاور عضلات
صورتي و پوست است و سطح داخلي
جزو جدار حفره بيني است . در داخل
اين استخوان حفره بزرگي ديده مي شود
به نام سينوس فکي که سوراخ آن در حفره
بيني باز مي شود . توضيح با وجود آنکه
استخوان فک اعلي جزوي از آرواره بالايي ست
گاهي هم آن را آرواره بالايي نام برند .
(اسم) پستانداري گوشتخوار از راسته
پره پاييان که کاملا بزندگي دريايي
سازش يافته و در مصب رودخانه هاي بزرگ
و مجاور سواحل زندگي مي کند و فقط
براي استراحت و توليد مثل به ساحل
مي آيد . دستهاي کوتاه و به وسيله
پرده اي که انگشتان را به يکديگر
مربوط مي کند تشکيل باله شنا مي دهد
و انگشتانش در بين پرده کاملا نمايان
است و به چنگال ختم مي شود . انگشتان
و پاهايش نيز به وسيله پرده اي
بهم مربوطند ولي هيچ وقت براي حرکت
حيوان به کار نمي روند و فقط در امتداد
بدن قرار گرفته و تشکيل باله عصبي
شنا را مي دهند . اين جانور در تمام
مناطق قطبي در درياها فراوان است
فک فاقد گوش خارجي است و بدين جهت تميز
آن از ديگر پستانداران دريايي سهل
است . شکار زياد و بي تناسب اين حيوان
به منظور استفاده از گوشت و پوست
و چربي آن امروزه به مقدار زيادي نسل
وي را رو به انقراض برده است . گونه اي
از اين جانور در درياي مازندران وجود
دارد و به نام فک درياي خزر موسوم است :
سگ دريايي گربه دريايي شير دريايي .
(اسم) در آمل و مازندران به
گونه هاي مختلف بيد اطلاق مي شود .
... ادامه
387 | 0
مترادف: 1- آرواره 2- انفكاك، تفكيك، جداسازي، حذف، قطع
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [فرانسوی: phoque] ‹فوک› (زیست‌شناسی)
مختصات: (فَ کّ) [ ع . ]
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: fakk
منبع: فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد: 100
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
jaw | mandible , maxilla , chap , jowl
ترکی
çene
فرانسوی
mâchoire
آلمانی
kiefer
اسپانیایی
mandíbula
ایتالیایی
mascella
عربی
فك | حنك , مدخل الوادى , فك الكماشة , وعظ , تحدث , ثرثر , خطب , أطال الحديث , وبخ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "فک" در زبان فارسی می‌تواند به معانی مختلفی مورد استفاده قرار گیرد و به همین دلیل قواعد نگارشی مرتبط با آن بستگی به زمینه استفاده‌اش دارد. در ادامه به برخی از نکات مربوط به این کلمه اشاره می‌شود:

  1. معنا و کاربرد:

    • "فک" در فارسی به معنای فک (قسمتی از صورت که دندان‌ها در آن قرار دارند) می‌باشد. همچنین ممکن است به معنای فک در زبان‌شناسی (فک به عنوان ابزار گفتار) به کار رود.
    • همچنین "فک" می‌تواند به عنوان یک اصطلاح عامیانه برای صحبت درباره موضوعات مختلف به کار برود، مانند "فکر کردن" و یا "فک و فامیل".
  2. نحوه نوشتن:

    • کلمه "فک" باید به صورت صحیح و درستی نوشته شود. در نوشتار رسمی، لازم است از اختصارات و یا اشکال غیررسمی پرهیز شود.
    • استفاده از نقطه‌گذاری مناسب بعد از کلمه "فک" در جملات ضروری است.
  3. جملات نمونه:

    • برای استفاده از "فک" در جملات، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
      • "فک پایین به جلو آمده است."
      • "به نظرم فک‌هات باید بیشتر کار کنند."
  4. نکات نگارشی:
    • در جملات رسمی، باید به تطابق فاعل و فعل دقت شود.
    • در نوشتار غیررسمی، ممکن است از "فک" به شکل‌های مختلف و عامیانه‌تری نیز استفاده شود، اما بهتر است در نوشته‌های رسمی از معانی و کاربردهای دقیق‌تر استفاده شود.

در نهایت، با توجه به زمینه و موضوع مورد نظر، استفاده از کلمه "فک" می‌تواند متفاوت باشد، لذا توجه به سیاق جمله و معنای مدنظر اهمیت فراوانی دارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. فک‌های بزرگ و قوی این حیوان به او کمک می‌کند تا شکارهایش را به راحتی گرفته و از آن‌ها تغذیه کند.
  2. در زیر آب، فک‌ها با سرعت و چابکی حرکت می‌کنند و به دنبال غذا می‌گردند.
  3. فک‌ها معمولاً در گروه‌های خانوادگی زندگی می‌کنند و ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند.

واژگان مرتبط: گیره، ارواره، دم گیره، وراجی، تنگنا، استخوان ارواره، ارواره زیرین، مرد، شکاف، مشتری، جوانک، ترک، کله ماهی، غبغب، گونه، ارواره زیرین پرنده

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری