کسته
licenseمعنی کلمه کسته
معنی واژه کسته
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) ‹کوسته، کویسته› [قدیمی]
مختصات:
(کُ تَ یا تِ)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
485
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
dead
عربی
الميت | متوفى , المرحوم , ممات , ميت , موتاني , فاقد للحي , علي طول , مفلس تماما , مستو تماما
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کسته" در زبان فارسی به معنی "شکسته" یا "پاره شده" است و به عنوان یک صفت به کار میرود. این کلمه به صورت زیر در جملات و نگارش استفاده میشود:
-
نحوهی نوشتار: "کسته" به عنوان یک کلمهی صحیح و درست در نوشتار فارسی استفاده میشود.
-
قواعد نگارشی:
- در صورتی که "کسته" به عنوان صفت به کار رود، باید به دقت با اسم مورد نظر تطابق داشته باشد. مثلاً: "دل کسته" یا "چشم کسته".
- اگر این کلمه در جملهای به کار رود، باید دستور زبان جملات و ساختارهای مربوطه رعایت شود.
-
مثالهای کاربردی:
- "دل کستهام از غم جدایی."
- "صدای کسته زنی در شب طنین انداز بود."
- استفاده در شعر: کلمه "کسته" همچنین در اشعار و متون ادبی نیز رایج است و معانی عمیقتری را به تصویر میکشد.
اگر سوال مشخصتری دربارهی استفاده یا قاعدهای خاص برای این کلمه دارید، خوشحال میشوم بیشتر کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- بعد از یک روز طولانی در محل کار، احساس کستهگی میکردم و نیاز به استراحت داشتم.
- او همیشه به ما میگوید که کستهگی را باید با تفریح و سرگرمی درمان کنیم.
- کستهگی ناشی از فشارهای روزمره میتواند به سلامت روان آسیب بزند.
