شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

drag  |

کشانیدن

معنی: ‎- 1
(مصدر) امتداد دادن ممتد کردن دراز
کردن منبسط کردن . ‎ - 2 بسوي خود آوردن .
‎ - 3 جذب کردن :
(طالع اگر مدد کند دامنش آورم بکف
گر بکشم زهي طرب ور بکشد زهي شرف) .
(حافظ)
آهن را نکشد و از خاصيت خود باز ندارد .
يا بخود (بخويشتن) کشد . بسوي خود جذب
کردن : يا آسمان مر زمين را از خويشتن دور
کند يا آسمان مر آتش را بخويشتن کشد .
‎ - 4 بردن حمل کردن :
(مسعود چنان فربه بود که هيچ اسب
او را با سلاح نتوانست کشيد مگر
بدشواري) . ‎ - 5 تحمل کردن جفا کشيدن
رنج کشيدن . ‎ - 6 رسم کردن ثبت کردن :
خطي کشيد . ‎ - 7 نقاشي کردن : (تصوير ش را
بکش خ) ‎ - 8 وزن کردن سنجيدن : (بست را
کشيد دو کيلو بود) . ‎ - 9 نوشيدن
پيمودن : باده کشيدن قدح کشيدن :
(چون کشيدم نه عقل ماند و نه هوش
سوخت هم کفر از آن و هم ايمان) .
(هاتف اصفهاني)
‎ - 10 بر آوردن بيرون کشيدن
(از غلاف) : تيغ کشيدن شمشير کشيدن .
‎ - 11 تقديم کردن : بمراسم خدمتگاري قيام
نموده پيشکشها کشيد . ‎ - 12 حرکت دادن
لشکر کشيدن . ‎ - 13 ريختن (غذا در ظرف) :
دوازده هزار قاب طعام و حلوا کشيد فقرا
و مساکين بل کافه ء مومنين از سپاهي و
رعيت از آن بهره ور گشتند . ‎ - 14 گستردن :
سماط کشيدن (سفره گستردن) . ‎ - 15 دود
کردن تدخين : سيگار کشيدن قليان
کشيدن . ‎ - 16 (مصدر) حرکت کردن رفتن
در کشيدن :
(يکي باد سرد از جگر بر کشيد
بسوي گله دار قيصر کشيد) .
... ادامه
257 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (کَ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد: 435
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
drag
عربی
سحب | جر , عائق , احتكاك , جرافة , مزلقة , تخلف , جرار , قطار شحن , جرى ببطء , مط , طول , جرف , شبكة , نصب الشبكة , إنسحب على الأرض , أخذ مجة من سيكارة , يجر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کشاندن" (یا کشانیدن) در زبان فارسی به معنای جابجا کردن یا به سمت خود آوردن چیزی است. در زیر چند نکته نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه ذکر شده است:

  1. استفاده درست: کلمه "کشاندن" به عنوان فعل اصلی به کار می‌رود و می‌تواند در زمان‌های مختلف (حال، گذشته، آینده) صرف شود. برای مثال:

    • حال: من او را می‌کشانم.
    • گذشته: او مرا کشاند.
    • آینده: ما همدیگر را خواهیم کشاند.
  2. قواعد صرف فعل:

    • در جملات منفی:
      • من او را نمی‌کشانم.
    • در جملات سوالی:
      • آیا تو او را می‌کشی؟
  3. نکات نگارشی:

    • حتماً به ایستایی جملات توجه کنید. برای مثال در زمان گذشته، بهتر است به فعل و فاعل دقت کنید تا جمله واضح و صحیح باشد.
    • تعبیرات مجازی: این کلمه در تعبیرات مجازی نیز می‌تواند به کار برود. مثلاً:
      • "او با حرف‌هایش مرا کشاند."
  4. هم معنایی و متضادها:

    • هم‌معنی: کشیدن، جابجا کردن.
    • متضاد: رها کردن، آزاد کردن.
  5. نحوه استفاده در جملات: می‌توان از این کلمه در جملات مختلف استفاده کرد تا معانی متفاوتی به دست آید. مثلاً:
    • "او با ذکاوتش مردم را به سمت خود می‌کشاند."
    • "کشاندن یک خط در نقاشی نیاز به دقت دارد."

اگر سوال خاصی درباره‌ی این کلمه یا استفاده از آن دارید، می‌توانید بپرسید!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او با تلاش بسیار سعی کرد تا کودک را از خیابان کشانیده و به سمت پیاده‌رو ببرد.
  2. در این رقابت، ورزشکاران سعی کردند تا یکدیگر را با سرعت بیشتر کشانیده و به خط پایان نزدیک‌تر کنند.
  3. باد شدید برگ‌ها را از درختان کشانیده و به سوی زمین می‌فرستاد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری