کشانیدن
licenseمعنی کلمه کشانیدن
معنی واژه کشانیدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
(کَ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
435
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
drag
عربی
سحب | جر , عائق , احتكاك , جرافة , مزلقة , تخلف , جرار , قطار شحن , جرى ببطء , مط , طول , جرف , شبكة , نصب الشبكة , إنسحب على الأرض , أخذ مجة من سيكارة , يجر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کشاندن" (یا کشانیدن) در زبان فارسی به معنای جابجا کردن یا به سمت خود آوردن چیزی است. در زیر چند نکته نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه ذکر شده است:
-
استفاده درست: کلمه "کشاندن" به عنوان فعل اصلی به کار میرود و میتواند در زمانهای مختلف (حال، گذشته، آینده) صرف شود. برای مثال:
- حال: من او را میکشانم.
- گذشته: او مرا کشاند.
- آینده: ما همدیگر را خواهیم کشاند.
-
قواعد صرف فعل:
- در جملات منفی:
- من او را نمیکشانم.
- در جملات سوالی:
- آیا تو او را میکشی؟
- در جملات منفی:
-
نکات نگارشی:
- حتماً به ایستایی جملات توجه کنید. برای مثال در زمان گذشته، بهتر است به فعل و فاعل دقت کنید تا جمله واضح و صحیح باشد.
- تعبیرات مجازی: این کلمه در تعبیرات مجازی نیز میتواند به کار برود. مثلاً:
- "او با حرفهایش مرا کشاند."
-
هم معنایی و متضادها:
- هممعنی: کشیدن، جابجا کردن.
- متضاد: رها کردن، آزاد کردن.
- نحوه استفاده در جملات: میتوان از این کلمه در جملات مختلف استفاده کرد تا معانی متفاوتی به دست آید. مثلاً:
- "او با ذکاوتش مردم را به سمت خود میکشاند."
- "کشاندن یک خط در نقاشی نیاز به دقت دارد."
اگر سوال خاصی دربارهی این کلمه یا استفاده از آن دارید، میتوانید بپرسید!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او با تلاش بسیار سعی کرد تا کودک را از خیابان کشانیده و به سمت پیادهرو ببرد.
- در این رقابت، ورزشکاران سعی کردند تا یکدیگر را با سرعت بیشتر کشانیده و به خط پایان نزدیکتر کنند.
- باد شدید برگها را از درختان کشانیده و به سوی زمین میفرستاد.
