شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

pass  |

گذرانده

معنی: ‎ - 1 عبور داده .
‎ - 2 بالاتر برده . ‎ - 3 طي کرده
سپري کرده ‎ - 4 تجاوز داده .
1030 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد: 980
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
pass | survive , avert , while , fare , outwear , get on , passed
عربی
مرر | تجاوز , حدث , مر , عبر , تبادل , نجح , سير , أعد , رحل , شق طريقه , إنتقل إلى , أقر ب , ألغى إعلان , تغاضى , تغوط , تبرز , إجتاز بنجاح , أهمل , جهل , تخلى عن دوره في اللعب , مر الكرة للاعب آخر , طريق , علامة إجتياز , جواز مرور , بطاقة عضوية , أذن مرور , طعنة في المبارزة , نقل الأشياء بخفة اليد , متوسط , تذكرة دخول للمسرح مجانية , خطاب لمرور السفن في البحر , يمر

واژگان مرتبط: قبول شدن، گذراندن، پاس دادن، رد شدن، گذشتن، عبور کردن، زنده ماندن، باقی بودن، بیشتر زنده بودن از، طی کردنبرزیستن، گردانیدن، دفع کردن، بیزار کردن، بیگانه کردن، منحرف کردن، گذران کردن، فرسوده شدن، بیشتر دوام کردن، کهنه شدن، کار کردن، موفق شدن، پیش رفتن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری