شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

set  |

گزاشتن

معنی: (گزارد خواهد گزارد بگزار
گزارنده گزارا گزارده گزارش گزار
گزاره) ‎ - 1 انجام دادن بجا آوردن :
که مرترا شغلي پيش آيد هر چند ترا کفايت
گزاردن آن باشد مستبد راي خويش مباش خ
‎ - 2 پرداختن تاديه کردن (وام ماليات
و غيره) : آن مرد در تذکره نگاه کرد و در
آنجا نوشته بود که هزار درم وام دارم .
پس آن مرد وام او بگزارد .
‎ - 3 رسانيدن تبليغ کردن
(پيغام پيغمبري و غيره) :
رسول پيغامها گزارد و بهرام جواب اين قدر
داد که ملک حق و ميراث من است .
‎ - 4 بيان کردن اظهار کردن :
سخن گزاردن پاسخ گزاردن .
‎ - 5 شرح دادن تفسير کردن .
‎ - 6 ترجمه کردن . ‎ - 7 صرف کردن
خرج کردن : بدترين مال آنست که از حرام
جمع آوري و باثام بگزاري .
‎ - 8 طرح نقاشي کردن . يا گزاردن حق .
‎ - 1 جزا دادن . ‎ - 2 حق چيزي را ادا کردن :
اگر گفتم دعاي مي فروشان
چه باشد ک حق نعمت ميگزارم .
(حافظ)
يا گزاردن خواب . تعبير کردن آن .
يا گزاردن شغل . بجا آوردن شغل و کار :
مر ترا شغلي پيش آيد هر چند ترا کفايت
گزاردن آن باشد مستبد راي خويش مباش .
يا گزاردن فريضه . نماز گزاردن :
گفت بيک تيمم بيش از يک فريضه گزاردن
رواست . يا گزاردن مال . پرداختن آن :
قرار رفته بود که روز ديگر اين مال
بگزارد ... يا گزاردن نماز . نماز خواندن
نماز گزاردن . يا گزاردن وام .
اداي دين کردن .
... ادامه
696 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد: 778
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
set
عربی
مجموعة | طقم , جهاز , تشكيلة , عصابة , إتجاه الريح , طقم اواني , جهاز تلفزيون أو راديو , ديكور زخرفة , شوط تنس , ماتش , أدوات المائدة , ميل , نزوع , دائرة , إخراج , حفلة , محدد , مروى فيه , مصمم , ضار , عنيف , متلاحم , وضع , ضبط , حدد , ثبت , أسس , قرر , بدأ , عرض , استقر , تأهب , أجبر العظم , دخر , استهل , هيأ المائدة , أخرج , حدد موعدا , رتب , ركب , اعتبر , ربط , تلاءم , جمد , روج الإشاعات , تحضن البيض , دبر , سجل رقما قياسيا , حرض , غرب , رصع , إنجبر للعظم , وازن بين , رقص وجها لوجه , تعيين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «گزاشتن» در زبان فارسی به معنای قرار دادن، گذاشتن یا نصب کردن است. در اینجا چند نکته درباره قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با این کلمه و استفاده از آن آورده شده است:

  1. نحو و ساختار جمله:

    • این کلمه معمولاً در جملات به عنوان فعل استفاده می‌شود و به دنبال آن معمولاً مفعول می‌آید.
    • مثال: «من کتاب را روی میز گزاشتم.»
  2. صرف فعل:

    • کلمه گزاشتن فعل است و صرف‌های مختلفی برای زمان‌های مختلف دارد.
    • مثال: «من گزاشتم»، «تو گزاشتی»، «او گزاشت» و ...
  3. استفاده با حرف اضافه:

    • می‌توان از حرف‌های اضافه مانند «بر» یا «در» به همراه این کلمه استفاده کرد.
    • مثال: «کتاب را بر میز گزاشتم.»
  4. نکات نگارشی:

    • در نوشتار فارسی، باید توجه داشت که کلمات به طور صحیح و با املای درست نوشته شوند. در اینجا «گذاشتن» صحیح است و «گزاشتن» اشتباه است.
  5. جملات امری:
    • در جملات امری، می‌توان این کلمه را به عنوان یک فرمان یا دستور به کار برد.
    • مثال: «کتاب را روی میز بگذار.»

این نکات می‌توانند به شما در استفاده صحیح و مؤثر از کلمه «گذاشتن» در جملات فارسی کمک کنند. اگر سؤال دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری