جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
operator|manager , director , foreman , chief , head , overseer , superior , warden , boss , superintendent , curator
ترکی
küratör
فرانسوی
conservateur
آلمانی
kurator
اسپانیایی
curador
ایتالیایی
curatore
عربی
عامل|عامل الهاتف , سائق , الجراح , عامل التلفون , عامل كبانية الهاتف , البارع , عامل رياضيات , الدجال , مشعوذ , مشغل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "متصدی" از نظر قواعد فارسی و نگارشی به موارد زیر قابل توجه است:
تعریف: متصدی به معنای عهدهدار، مسئول و یا کسی است که امری را به عهده دارد و مدیریت یا ناظر بر یک کار است.
نوشتار: این کلمه به صورت "متصدی" نوشته میشود و به هیچ عنوان نباید به صورتهای نادرست مانند "متصدي" نوشته شود.
نقطهگذاری: هنگام استفاده از این کلمه در جمله، مانند سایر کلمات، باید از نقطهگذاری مناسب استفاده کرد. به عنوان مثال: "متصدی برگزاری کنفرانس، مسئول تنظیم جلسه بود."
جمع: جمع آن به صورت "متصدیان" است.
استفاده درست: برای استفاده صحیح از این کلمه در جملات، بهتر است به نوع فعالیت یا مسئولیتی که فرد به عهده دارد، توجه کنید. مثلاً: "متصدی خدمات مشتریان باید به سوالات کاربران پاسخ دهد."
رسم الخط: این کلمه به صورت معروف و پذیرفته شده در نوشتار فارسی استفاده میشود و نیاز به تغییر نیست.
جملات حاوی مثال:
"متصدی این پروژه باید با دقت تمامی جزئیات را مدیریت کند."
"متصدی امور مالی، گزارشهای ماهانه را به مدیر ارائه میدهد."
با رعایت این نکات میتوان از کلمه "متصدی" به درستی در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
متصدی اطلاعات در اداره ثبت احوال به سؤالات مراجعان پاسخ میدهد.
برای تحویل مدارک، به متصدی مربوطه در بخش پذیرش مراجعه کنید.
متصدی فروش در فروشگاه همیشه آماده کمک به مشتریان است.
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: اپراتور، گرداننده، عامل، عمل کننده، ماشین کار، مدیر، مباشر، رئيس، ضابط، کارفرمان، کارگردان، هدایتکننده، اداره کننده، سر کارگر، سر عمله، رئیس، فرمانده، سر، پیشرو، سالار، راس، رهبر، کله، ناظر، مافوق، نگهبان، زوار، ارباب، برجستگی، بر جسته کاری، رئيس کارفرما