جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
دافع|حافز , سبب , باعث , محرك , قصد , تقوية , حث , حرض , الدافع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «محرک» در زبان فارسی به معنای عاملی است که موجب ایجاد تغییر یا فعالیتی میشود. برای استفاده صحیح و نگارشی از این کلمه، میتوان به چند نکته توجه کرد:
استفاده در جملات: «محرک» میتواند به عنوان اسم در جملات استفاده شود. مثلاً: «نور خورشید، محرکی برای رشد گیاهان است.»
جایگاه در جمله: این کلمه میتواند در جایگاههای مختلفی در جمله قرار بگیرد، بهطوری که بسته به ساختار جمله میتوان آن را در ابتدای جمله، نیمهجمله یا انتهای جمله قرار داد.
استفاده از واژههای مرتبط: در متون علمی یا تخصصی، ممکن است نیاز به توضیح بیشتر درباره نوع محرک باشد. مثلاً میتوان از عبارات «محرک شیمیایی»، «محرک فیزیکی» و غیره استفاده کرد.
نکات نگارشی: در نوشتار رسمی یا علمی، دقت به درستنویسی و رعایت قواعد نگارشی مانند استفاده از ویرگول و نقطهگذاری مناسب ضروری است. مثلاً: «محرکها میتوانند تأثیرات مثبت یا منفی به همراه داشته باشند.»
معنی و مفاهیم: در برخی زمینهها، «محرک» ممکن است به معنای خاصتری نسبت به دلالت عمومی آن داشته باشد. به عنوان مثال، در روانشناسی، «محرک» به محرکهای محیطی که بر رفتار تأثیر میگذارند، اشاره دارد.
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه «محرک» بهصورت صحیح و مؤثر در متون فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
محرکهای خارجی میتوانند تأثیر زیادی بر رفتار انسانها داشته باشند.
در روانشناسی، محرکها به عواملی اطلاق میشود که باعث ایجاد واکنش در فرد میشوند.
برای افزایش تمرکز، باید محرکهای مزاحم را از محیط کار خود حذف کنیم.
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: داعی، جنبنده، مهیج، برانگیزنده، عصبانی کننده، فتنه گر، متحرک، سیار، سایر، حرکت دهنده، وابسته به تحرک، راننده، قابل تحریک در مقابل التماس، وادار کننده، مطبوع طبع، اشتهااور، مشهی، انگیزه، غرض، علت، عنوان، موجب، تحریک، تحرک، انگیختار، وسیله تحریک، انگیزش، انگیختگی، سورچی، شوفر، گاری چی، ازارنده، اشوبگر، موتور، اتومبیل، ماشین، منبع نیروی مکانیکی، ماشین بخار، الت، اسباب، سوق دهنده، وادارسازی، اغوا