شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

discharge  |

مرخص کردن

معنی: ‎ - 1 پروانه دادن دستوري دادن
‎ - 2 آزاد کردن ‎ - 3 رها کردن
(مصدر) ‎ - 1 رخصت دادن اجازه دادن :
مجدالدوله مهدي قلي خان و ميرزا
عبدالله خان ... را مرخص کرديم که بروند
از ريشه هاي کوه بالا دست ما آمده آهو
شکار نموده براي ماهم آهو بياورند .
‎ - 2 آزاد کردن . ‎ - 3 کسي را پس از
خاتمه ء کار وي رها کردن .
409 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد: 1204
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
discharge | license , release , assoil , dismiss , furlough , send to vacation , licence
عربی
تفريغ | تدفق , تسديد , انطلاق , إقالة , صب , صرف من الخدمة , إطلاق النار , براء ة من دين , خلع , إنجاز لمهمة , فصل , قذف , أطلق سراح , أقال , سدد , فرغ , أطلق النار , عفا من العسكرية , تحرر من , قصر يزيل الالوان , لفظ , أصدر , أدى واجبا , تسريح

واژگان مرتبط: خالی کردن، معزول کردن، درکردن، اداء کردن، ترشح کردن، اجازه رفتن دادن، پروانه دادن، رها کردن، منتشر ساختن، ازاد کردن، بخشیدن، تبرئه کردن، مغفرت کردن، روسفید کردن، منفصل کردن، روانه کردن، معاف کردن، خارج کردن، مرخصی دادن به

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری