مصب
licenseمعنی کلمه مصب
معنی واژه مصب
masab[b]
beal
|
مصب
مترادف:
دلتا، دهانه، ملتقاي رودخانه بادريا و درياچه، محل ريزش آب(رودخانه به دريا)
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی: مصبّ، جمع: مصابّ]
مختصات:
(عا.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
masab
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
132
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
beal | estuary
ترکی
haliç
فرانسوی
estuaire
آلمانی
mündung
اسپانیایی
estuario
ایتالیایی
estuario
عربی
بيل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مصب" در زبان فارسی به معنای محل ورود آب، بهویژه در مورد رودخانهها و دریاچهها به کار میرود. در ادامه به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه پرداخته میشود:
-
تلفظ صحیح: "مصب" /masab/ تلفظ میشود و به صورت "مصب" نوشته میشود.
-
بکارگیری در جملات: برای استفاده درست از این کلمه در جملات، باید به معنا و سیاق جمله توجه کرد. به عنوان مثال:
- "رودخانهی زایندهرود به مصب دریاچهی بهشت آباد میریزد."
-
آوانگاری: کلمه "مصب" به صورت صحیح در متون رسمی و ادبی بکار برده میشود و نیازی به تغییر فرم ندارد.
-
تفاوت با کلمات مشابه: باید توجه داشت که "مصب" با کلمات دیگر مثل "مصطفی" یا "مصرف" متفاوت است و هر یک معنای خاص خود را دارد.
- ادغام و هجاینویسی: این کلمه نمیتواند به صورت هجایی تجزیه شود، زیرا به صورت منفرد و به عنوان یک اسم خاص شناخته میشود.
در نهایت، در نوشتارهای رسمی و علمی باید از نگارش صحیح و استفاده از این کلمه در زمینههای مرتبط با جغرافیا و محیط زیست اطمینان حاصل شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- مصب رودخانه در این منطقه به زیبایی با درختان سرسبز و گلهای رنگارنگ پوشیده شده است.
- ما تصمیم گرفتیم در مصب دریاچه کمپ بزنیم تا از هوای تازه و آرامش طبیعت لذت ببریم.
- مصبهای طبیعی میتوانند مکانهای مناسبی برای مشاهده پرندگان و دیگر جانوران آبزی باشند.
