جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
کلمه "مضرت" در زبان فارسی به معنای آسیب، زیان یا ضرر است. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، نکات زیر را در نظر داشته باشید:
نوشتار صحیح: کلمه "مضرت" باید به درستی و بدون هیچ گونه اشتباهی نوشته شود.
استفاده در جملات:
"استفاده از مواد غیرمجاز مضرت دارد."
"به خاطر مضرتهای آن، باید از این رفتار پرهیز کرد."
تطابق با قواعد پایه: هنگامی که از "مضرت" در جملات استفاده میکنید، باید به قواعد تطابق زمان، فاعل و مفعول توجه کنید.
نقطهگذاری: در استفاده از "مضرت" در جملات، نقطهگذاری درست مهم است. به عنوان مثال:
"این کار مضرت زیادی دارد. بنابراین، باید بیشتر دقت کنیم."
معادلها و مترادفها: کلماتی مانند "ضرر"، "زیان" و "آسیب" نیز میتوانند به عنوان مترادفهای "مضرت" استفاده شوند، اما در هر مورد باید به زمینه و متن جمله توجه کنید.
جملات شرطی: در جملات شرطی میتوان از "مضرت" استفاده کرد:
"اگر به سلامتی خود اهمیت ندهید، ممکن است دچار مضرت شوید."
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "مضرت" به شکل صحیح و مؤثر در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
مصرف بیش از حد شکر میتواند مضرتهای جدی برای سلامتی به همراه داشته باشد.
مضرت اعتیاد به مواد مخدر نه تنها بر فرد بلکه بر خانواده و جامعه نیز تأثیر میگذارد.
کارشناسان معتقدند که مضرت استفاده بیرویه از گوشت قرمز میتواند بر روی سلامت قلب اثر منفی بگذارد.
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: مضر، موذی، پرگزند، زیان اور، خسارت اور، دردناک، بد، خراب، زشت، نامساعد، فاسد، مخالف، مغایر، روبرو، نا سازگار، سمی، مهلک، اسیب اور، زیان اور و مضر، اسیب رسان، پر ازار، نفرت انگیز، منفور، گزنداور، زیان بخش، شریر، شریرانه، بدکار، کشنده، نابود کننده، سریع، وابسته به شبه جرم، معاند، دشمنانه، غیر دوستانه، دور از صلاح، ناروا، غیر مقتضی، بی صرفه، موهن، خفت اور، زیان اور و مایه رسوایی، زهر الود، ناپاک، غیر سالم، ناگوار، غیر بهداشتی، غیر صحی، ناسالم، حیله گر، بدجنس، زیان رسان، کریه، بد بو، نا مطلوب، ازار دهنده، ساری، طاعون اور، فاسد کننده اخلاق دیگری، مسری