شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

moltaheme
conjunctiva  |

ملتحمه

معنی: ملتحمه در فارسي مونث ملتحم :
‎ - 1 کبديده
‎ - 2 جوش خورده ‎ - 3 بافاب (لنف)
‎ - 4 برونلايه در چشم پلک
(اسم) مونث ملتحم . يا نسج ملتحمه
‎ - 1 نسجي که جهت ارتباط و اتصال
ديگر انساج و اعضاي بدن بکار ميرود و در
حقيقت رابط بين ساير بافتها ميباشد و
فاصله عضوها و انساج ديگر را پر ميکند .
سلولهاي اصلي اين نسج ستاره يي شکلند و
بوسيله استطاله هاي سيتوپلاسمي بيکديگر
مربوط ميباشند . در فاصله بين سلولهاي اين
بافت مايع بين سلولي قرار دارد که در آن
گلبولهاي سفيد شناورند . اين مايع بين
سلولي همان لنف است که رابط بين خون و
ساير انساج است . در فواصل بين سلولهاي
اصلي بافت ملتحمه دو قسم الياف مختلف وجود
دارد : اول الياف پيوندي که تشکيل
دسته هاي مواجي مثل دم ناسب را ميدهند و
قطعه قطعه بهم متصلند.همين الياف هستندکه
پس از جوشاندن مبدل به ژلاتين ميشوند و
تانن (که در مازو بمقدار فراوان وجود
دارد) سبب جلوگيري از فساد آنها ميشود و
مهمترين قسمت چرم همين اليافند . دوم
الياف مرتجع (کش دار) که منفرد
و منشعبند . اين دو قسم الياف از هر طرف
يکديگر را تلاقي ميکنند . گاه در نسج
ملتحمه سلولهايي حاوي مواد چربي ديده
ميشود که اگر تعدادشان زياد و مجتمع شوند
بافت چربي را بوجود مياورند .
بافت چربي عايق حرارت است و مانع سرد شدن
بدن ميگردد و بعلاوه سبب کم شدن وزن مخصوص
نسبي جانوران ميشود (مانند پستانداران
بحري) ‎ - 2 پرده اي مخاطي و نازک و صاف و
شفاف که سطح عمقي پلکها و قسمت قدامي کره
چشم را ميپوشاند . پرده ملتحمه پس از
پوشاندن قسمت قدامي کره چشم در حدود
استواي کره چشم بروي خود منعطف شده و بطرف
جلو متوجه ميگردد و سطح خلفي پلکها را
مفروش ميسازد و تا کنار آزاد آنها ادامه
پيدا ميکند . لذا براي آن سه قسمت قايل شد
: ‎ - 1 ملتحمه پلک که پرده ايست نازک
و شفاف و قرمز رنگ که مجاور تارس (تيغه
ليفي که ضخامت پلک را بوجود آورده است) و
عضله پلکي است وداراي چين هايي است که
بعضله پلکي چسبندگي مختصري دارد ولي
قسمتي از ملتحمه که مجاور با تارس است بان
کاملا ملصق است . پرده ملتحمه در امتداد
کنار آزاد پلکها تبديل به پوست ميشود .
‎ - 2 ملتحمه بن بست ‎ - پرده ملتحمه پس
از پوشاندن سطح عمقي پلکها بطرف سطح قدامي
کره چشم متوجه ميشود و بدين ترتيب بن بست
مدوري تشکيل ميشود بنام بن بست چشمي
ملتحمه يي و يا چشمي پلکي فاصله اين
بن بست تا محيط قرنيه در نقاط مختلف
متفاوت است . در طرف بالا يازده ميليمتر
و در طرف پايين نه ميليمتر و در طرف داخل
هشت ميليمتر و در طرف خارج چهارده ميليمتر
است ‎ - 3 ملتحمه چشم که دنبال ملتحمه بن
بست قرار دارد و قسمت قدامي صلبيه و تمام
قرنيه را مفروش ميسازد . قسمت قدامي صلبيه
که خود بوسيله کپسول تنون پوشيده شده از
پرده ملتحمه بتوسط نسج سلولي سستي مجزا
است و در حدود ‎ 3 ميليمتر در اطراف قرنيه
اين نسج از بين رفته و از آن ببعد ملتحمه
و کپسول تنون کاملا بيکديگر ميچسبند . آن
قسمت از ملتحمه که روي قرنيه را مفروش
ميسازد همان طبقه پوششي قدامي قرنيه است .
در ضخامت پرده ملتحمه عروق و اعصاب چشمي
قرار دارند.
... ادامه
540 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: ملتحمَة] (زیست‌شناسی)
مختصات:
الگوی تکیه: WWWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: motaheme
منبع: فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد: 523
شمارگان هجا: 4
دیگر زبان ها
انگلیسی
conjunctiva
ترکی
konjonktiva
فرانسوی
conjonctive
آلمانی
bindehaut
اسپانیایی
conjuntiva
ایتالیایی
congiuntiva
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ملتحمه" در زبان فارسی به معنای "متصل" یا "تجمیع شده" است و در زمینه‌های مختلف به کار می‌رود، به‌ویژه در اصطلاحات پزشکی یا علمی. برای نوشتن صحیح و استفاده از این کلمه در متون فارسی، رعایت نکات زیر می‌تواند مفید باشد:

  1. نگارش صحیح: کلمه "ملتحمه" باید به صورت درست نوشته شود و از املای اشتباه آن پرهیز شود.

  2. قواعد صرف و نحو: این کلمه یک اسم است و ممکن است در جملات مختلف به عنوان فاعل یا مفعول استفاده شود. به عنوان مثال:

    • "جراحی موفق ، ملتحمه را ترمیم کرد." (ملتحمه فاعل است)
    • "وی به بررسی ملتحمه پرداخت." (ملتحمه مفعول است)
  3. روابط معنایی: این کلمه معمولاً در جملات علمی یا تخصصی به کار می‌رود. بنابراین، بهتر است در متون عمومی از توضیحات یا تعاریف مرتبط استفاده شود تا مفهوم آن به‌روشنی منتقل شود.

  4. سازگاری با دیگر کلمات: به یاد داشته باشید که "ملتحمه" ممکن است با دیگر کلمات ترکیب شود (مثل "غشاء ملتحمه") و در چنین حالاتی باید به نگارش صحیح ترکیب‌ها توجه کنید.

  5. جهت‌گیری‌های مرتبط: در متون پزشکی، کلمه "ملتحمه" معمولاً به بافتی اطلاق می‌شود که در چشم وجود دارد و بنابراین، ممکن است به صورت خاص و دقیق‌تری نیاز باشد که آن را توصیف کنید.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "ملتحمه" به درستی و به طور مؤثر در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. ملتحمه چشم به عنوان یک پوشش نرم و شفاف، از قسمت‌های داخلی پلک‌ها و سطح جلویی چشم محافظت می‌کند.
  2. التهاب ملتحمه، که به آن التهاب ملتحمه یا کنژکتیویت نیز گفته می‌شود، می‌تواند به دلیل عفونت، آلرژی یا تماس با مواد تحریک‌کننده رخ دهد.
  3. پزشک با معاینه دقیق ملتحمه، می‌تواند تشخیص دهد که آیا بیماری عفونی وجود دارد یا خیر.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری