مهار کردن
licenseمعنی کلمه مهار کردن
معنی واژه مهار کردن
harness
|
مهار کردن
مترادف:
1- مطيع كردن، منقاد ساختن
2- كنترل كردن، رام ساختن، زير يوغ خود درآوردن، تحت سلطه خوددرآوردن، در اختيار گرفتن
3- گرفتار ساختن، بازداشت كردن
4- بستن
5- زدن، نصب كردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
520
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
harness | restrain , to curb
عربی
سرج | استخدم , شد , استغل , طقم الحصان , روتين العمل , عدة الحرب , عدة الفرس , تسخير
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مهار کردن" به معنای کنترل کردن یا محدود کردن چیزی است. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
-
معنا و کاربرد:
- "مهار" به عنوان یک اسم به معنای کنترل یا مدیریت یک وضعیت یا عمل است و "کردن" به آن فعل تبدیل میکند.
- این ترکیب معمولاً در متون رسمی یا ادبی برای اشاره به کنترل یا مدیریت یک وضعیت به کار میرود.
-
جملات نمونه:
- "او توانست ناآرامیها را مهار کند."
- "باید تدابیری اندیشید تا بحران اقتصادی مهار شود."
-
ساختار نحوی:
- "مهار کردن" به عنوان یک فعل مرکب، معمولاً با فاعل و مفعول همراه میشود.
- در جملات منفی، از "نمیتوانست" یا "دلسرد کننده است" استفاده میشود: "او نتوانست خشم خود را مهار کند."
-
هماهنگی با سایر اجزا:
- در جملات توصیفی، میتوان از صفات و قیدهای مختلف برای توصیف بهتری از عمل مهار کردن استفاده کرد: "به طرز موثری میتوان بحران را مهار کرد."
- نکات نگارشی:
- در نوشتار رسمی، از اختصارات و زبان محاورهای پرهیز کنید و سعی کنید جملات را واضح و دقیق بنویسید.
- توجه به زمان فعل (گذشته، حال، آینده) در استفاده از "مهار کردن" اهمیت دارد.
با رعایت این نکات، میتوان به نحو احسن از کلمه "مهار کردن" در نوشتارهای رسمی و غیررسمی بهره برد.
