جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
کلمه "میزان" در زبان فارسی به معنی مقدار، اندازه یا معیار استفاده میشود و در جملات مختلف به کار میرود. در ادامه به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
معنا و کاربرد:
"میزان" میتواند به معنای مقدار، درجه یا حدی مشخص از چیزی به کار رود. به عنوان مثال، "میزان بارندگی در این منطقه زیاد است."
نحوه نوشتن:
"میزان" همیشه با یک "ز" و "ان" نوشته میشود و در فارسی تلفظ میشود به صورت "mizan".
اسم خاص و عمومی:
"میزان" معمولاً به عنوان یک اسم عمومی به کار میرود و در متون علمی، ادبی و رسمی به وفور یافت میشود.
نحوه استفاده در جملات:
میتوان آن را به عنوان اسم فاعل، مفعول یا مضاف به کار برد:
"میزان موفقیت این پروژه را بررسی میکنیم." (فاعل)
"نیاز به تعیین میزان مواد اولیه داریم." (مفعول)
"میزان استفاده از منابع طبیعی باید کنترل شود." (مضاف)
ترکیبات:
"میزان" میتواند با دیگر واژهها ترکیب شود و عبارات مختلفی بسازد:
"میزان رضایت"
"میزان تأثیر"
"میزان رشد"
جملهسازی:
برای تمرین بهتر، میتوان جملاتی با "میزان" بسازید:
"میزان آگاهی مردم درباره محیط زیست در حال افزایش است."
"به میزان دقت در پژوهش توجه کنید."
با رعایت این نکات میتوانید به درستی از کلمه "میزان" در نگارش فارسی استفاده کنید.
مثال برای واژه
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
میزان بارش باران در این فصل نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.
برای ارزیابی پیشرفت دانشآموزان، میزان یادگیری آنها در امتحانات بررسی میشود.
میزان آلودگی هوا در شهرهای بزرگ نیاز به تدابیر جدی برای کاهش دارد.
ترازو، جمع موازين 1- اندازه، تعداد، حد، قدر، مبلغ، معيار، ملاك، هنجار
2- ترازو، قپان، مقياس
3- مهرماه
4- كوك، هم نوا، هم نواسازي measure, rate, amount, level, size, balance, scales, criterion, adjustment, quantum, bulk, dimension, equilibrium, equipoise, mete قياس، قدر، حجم، مقدار، قسط، نظام، كمية، جرعة، نظام مقاييس، مقياس الطول، قاسم، قياس المكعبات، ميزان موسقيي، تفعيل، بعد، وسيلة، قاس، ضبط، ذرع، قوم، نظم، يقيس seviye niveau ebene nivel livello اندازه، اقدام، مقیاس، مقدار، پیمانه، نرخ، سرعت، روش، درچند، مبلغ، عده، مایه، مقدار میزان، سطح، تراز، سویه، هم تراز، سطح برابر، سایز، قد، قالب، تعادل، توازن، ترازو، موازنه، معیار، ملاک، ضابطه، محک، تنظیم، تعدیل، اصلاح، تطبیق، تسویه، ذره، کمیت، پله، حجم، توده، اکثریت، جسم، ابعاد، بعد، اهمیت، ارامش، برابری در وزن، خط مرزی، کرانه، سنگ مرزی
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "میزان" در زبان فارسی به معنی مقدار، اندازه یا معیار استفاده میشود و در جملات مختلف به کار میرود. در ادامه به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
معنا و کاربرد:
"میزان" میتواند به معنای مقدار، درجه یا حدی مشخص از چیزی به کار رود. به عنوان مثال، "میزان بارندگی در این منطقه زیاد است."
نحوه نوشتن:
"میزان" همیشه با یک "ز" و "ان" نوشته میشود و در فارسی تلفظ میشود به صورت "mizan".
اسم خاص و عمومی:
"میزان" معمولاً به عنوان یک اسم عمومی به کار میرود و در متون علمی، ادبی و رسمی به وفور یافت میشود.
نحوه استفاده در جملات:
میتوان آن را به عنوان اسم فاعل، مفعول یا مضاف به کار برد:
"میزان موفقیت این پروژه را بررسی میکنیم." (فاعل)
"نیاز به تعیین میزان مواد اولیه داریم." (مفعول)
"میزان استفاده از منابع طبیعی باید کنترل شود." (مضاف)
ترکیبات:
"میزان" میتواند با دیگر واژهها ترکیب شود و عبارات مختلفی بسازد:
"میزان رضایت"
"میزان تأثیر"
"میزان رشد"
جملهسازی:
برای تمرین بهتر، میتوان جملاتی با "میزان" بسازید:
"میزان آگاهی مردم درباره محیط زیست در حال افزایش است."
"به میزان دقت در پژوهش توجه کنید."
با رعایت این نکات میتوانید به درستی از کلمه "میزان" در نگارش فارسی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
میزان بارش باران در این فصل نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.
برای ارزیابی پیشرفت دانشآموزان، میزان یادگیری آنها در امتحانات بررسی میشود.
میزان آلودگی هوا در شهرهای بزرگ نیاز به تدابیر جدی برای کاهش دارد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر