تیک آف
licenseمعنی کلمه تیک آف
معنی واژه تیک آف
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
(تِ) [ انگ . ] (اِمص .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
511
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
take off
عربی
خلع | نزع , سحب , طار , حاكى , اقتلع , بتر , طوق , حلق , قلع , انصرف , كشف , اخلع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تیک آف" در زبان فارسی به معنای "برخواستن" یا "اوجگیری" هواپیما است و به طور خاص به زمانی اشاره دارد که هواپیما از بستر پرواز جدا میشود.
قواعد نگارشی برای استفاده از "تیک آف":
-
نوع نوشتار:
- چون این واژه انگلیسی است، معمولاً به صورت لاتین و در قالب "تیک آف" استفاده میشود. همچنین میتوان آن را به صورت "تیکآف" نیز نوشت تا نشاندهنده تفکیک دو بخش کلمه باشد.
-
نکات گرامری:
- در صورتی که بخواهید این واژه را به عنوان فعل یا اسم استفاده کنید، میتوانید از آن به شکلهای مختلف استفاده کنید، مثل:
- "هواپیما تیک آف کرد."
- "تیک آف هواپیما به تأخیر افتاد."
- در صورتی که بخواهید این واژه را به عنوان فعل یا اسم استفاده کنید، میتوانید از آن به شکلهای مختلف استفاده کنید، مثل:
-
استفاده در متون رسمی:
- در نوشتار رسمی، بهتر است به معادلهای فارسی "برخواستن" یا "اوجگیری" نیز اشاره کنید تا مخاطب با مفهوم بیشتر آشنا شود.
-
لحن و سبک:
- در متون غیررسمی و محاورهای، استفاده از "تیک آف" معمولاً مقبول است، اما در متون جدی و علمی باید به دقت به تناسب واژهها توجه کنید و ممکن است معادلهای فارسی مناسبتری انتخاب شود.
- نکات مربوط به مخففها:
- اگر از این کلمه در متنی به شکل مخفف استفاده میکنید، حتماً در ابتدای متن توضیح دهید که این کلمه به چه چیزی اشاره دارد.
به طور کلی، استفاده از "تیک آف" در زبان فارسی در زمینههای مرتبط با هواپیمایی و صنعت هوانوردی رایج است و بسته به بافتی که در آن استفاده میشود، میتوان نکات بالا را رعایت نمود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- هواپیما با صدای بلند و اثر تیک آف خود، به سمت آسمان پرواز کرد.
- پس از یک ساعت تأخیر، نها finallyً زمان تیک آف فرا رسید و مسافران با خوشحالی به نشستن روی صندلیهای خود پرداختند.
- تیک آف موفقیتآمیز این پرواز باعث کاهش نگرانیها درباره شرایط جوی نامناسب شد.
