اسپردن
licenseمعنی کلمه اسپردن
معنی واژه اسپردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) [قدیمی]
مختصات:
(اِ پَ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
317
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
spread
ترکی
yaymak
فرانسوی
propagé
آلمانی
verbreiten
اسپانیایی
desparramar
ایتالیایی
diffusione
عربی
انتشار | نشر , امتداد , غطاء السرير , مأدبة , صفحة , فوطة , تعاقب اوراق اللعب , غطاء المائدة , مزرعة المواشي , تفشى , امتد , تمدد , بسط , مد , أشاع , دهن الخبز بالغماس , باعد بين , انفرج , كسا , أذاع خبرا , ألقى به أرضا , سطح , منتشر , مفروش , منشور , غماس , الانتشار
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "اسپردن" در زبان فارسی به معنی گسترش دادن، پخش کردن یا انتشارات چیزی است. از نظر دستوری و نگارشی، این کلمه به عنوان یک فعل تصرفی استفاده میشود و به شکلهای مختلفی صرف میشود. در ادامه به چند نکته پیرامون این کلمه و استفاده آن اشاره میکنم:
-
صرف فعل:
- این فعل در زمانهای مختلف صرف میشود. به عنوان مثال:
- حال ساده: میسپردم، میسپردید
- گذشته: سپردم، سپردید
- آینده: خواهم سپرد، خواهید سپرد
- این فعل در زمانهای مختلف صرف میشود. به عنوان مثال:
-
مفعول:
- برای این فعل میتوان مفعولهایی آورد. به عنوان مثال:
- "کتاب را اسپردم."
- "این اخبار را در شبکههای اجتماعی اسپردید."
- برای این فعل میتوان مفعولهایی آورد. به عنوان مثال:
-
استفاده در جملات:
- این کلمه میتواند در جملات مختلف با معانی مختلف به کار رود. مثلاً:
- "او اطلاعات را در بین همکاران اسپرد."
- "دانهها را در خاک اسپردم تا رشد کنند."
- این کلمه میتواند در جملات مختلف با معانی مختلف به کار رود. مثلاً:
- قواعد نگارشی:
- در نوشتار، تاکید بر استفاده از علامتهای نگارشی مناسب از جمله ویرگول و نقطه باید رعایت شود.
- بهتر است جملات به گونهای تنظیم شوند که معنى واضح و روشنی داشته باشند.
با رعایت این نکات، میتوانید به راحتی از کلمه "اسپردن" و اشکال مختلف آن در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در روزهای آخر تابستان، بچهها تصمیم گرفتند که رنگهای پاییزی را روی برگهای درختان اسپردن.
- در جشن تولد، کیک را برش زدند و آن را به تکههای کوچک اسپردن تا همه مهمانها بتوانند از آن لذت ببرند.
- درختان گل، عطر و بوی خوشی را به هوا اسپردن و فضای باغ را زیبا کردند.
