چربیدن
licenseمعنی کلمه چربیدن
معنی واژه چربیدن
čarbidan
preponderate
|
چربیدن
مترادف:
1- افزون شدن، زياده شدن، سنگينتر شدن، فزوني يافتن
2- چيره شدن، چيرگي يافتن، غالب شدن، غلبهيافتن
3- برتري داشتن، برتري يافتن، رجحانداشتن، سر بودن، سر شدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر لازم) [مجاز]
مختصات:
(چَ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
269
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
preponderate | predominate , prevail , fattening
ترکی
besi
فرانسوی
engraissement
آلمانی
mast
اسپانیایی
engordante
ایتالیایی
ingrasso
عربی
تفوق | هيمن , غالب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "چربیدن" در زبان فارسی به معنای چسبیدن یا با چربی آغشته شدن است و بهعنوان فعل بهکار میرود. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و نحوی مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
-
صرف فعل: "چربیدن" در زمانهای مختلف صرف میشود. به عنوان مثال:
- زمان حال: من چربیدم، تو چربیدی، او چربید.
- زمان گذشته: من چربیدم، تو چربیدی، او چربید.
- آینده: من چربیدهام، تو چربیدهای، او چربیده است.
-
استفاده در جملات: این کلمه میتواند در جملات بهکار برود. برای مثال:
- «نان چربیده شده با کره طعم بهتری دارد».
- «دستش به چربی چربیده بود».
-
مقید کردن: میتوانید این کلمه را با صفات یا قیدها مقید کنید. مانند:
- "خیلی چربیده"
- "به آرامی چربیده"
-
نقاط ضعف نگارشی: دقت کنید که "چربیدن" به معنای چرب کردن یا چسباندن بیشتر در مکالمات روزمره استفاده میشود و نباید در نوشتار رسمی بهکار رود مگر در توضیحات خاص.
- استفاده مجازی: در زبان محاوره، گاهی "چربیدن" به معنای فریب دادن یا متقلبانه تصرف کردن نیز بهکار میرود.
با رعایت این نکات، میتوانید بهخوبی از کلمه "چربیدن" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او به آرامی بر روی کاغذ چربیدهای که با رنگهای شاد تزیین شده بود، نقاشی میکرد.
- دستهایش بعد از خوردن غذا چربیده بودند و مجبور شد تا آنها را با دقت بشوید.
- در فصل تابستان، وقتی از آفتاب بیرون میآییم، پوستمان چربیده و نیاز به مرطوبکننده دارد.
