چشم
licenseمعنی کلمه چشم
معنی واژه چشم
če(a)šm
eye
|
چشم
مترادف:
1- ديده، عين
2- ديد، رويت، نظر، نگاه
3- اميد، انتظار، توقع
4- عزيز، گرامي
5- چشمزخم
6- حدقه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [پهلوی: čašm]
مختصات:
(عا.)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
قید
آواشناسی:
CaSm
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
343
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
eye | sight , optic , eyelet , shiner , winkers , winker , the eye
ترکی
göz
فرانسوی
Œil
آلمانی
auge
اسپانیایی
ojo
ایتالیایی
occhio
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "چشم" در زبان فارسی دارای کاربردهای متنوعی است و به صورتهای مختلفی در جملات به کار میرود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میشود:
-
جنس و واژهشناسی:
- "چشم" یک اسم است و به معنای عضو حسی بینایی به کار میرود.
-
جمعسازی:
- جمع "چشم" به صورت "چشمها" یا "چشمها" نوشته میشود.
-
قافیه و شاعری:
- در شعر فارسی، کلمه "چشم" به عنوان قافیهای زیبا و پرکاربرد به کار میرود.
-
استعاره و مجاز:
- "چشم" در ادبیات فارسی میتواند به عنوان استعاره برای مفاهیم مختلف استفاده شود، مثلاً "چشم دل" به معنای بصیرت و درک عمیق.
-
ترکیبات و عبارات:
- ترکیبات متداول شامل "چشم به راه" (انتظار کشیدن) یا "چشم خود را ببند" (غفلت کردن) و مشابه آنهاست.
-
نکات نگارشی:
- در نگارش رسمی، باید به دقت به قواعد املایی توجه کرد، مثلاً در نوشتن "چشمها" باید واژه را به درستی جدا و درست جمعبندی کنیم.
- نحو و ساختار جملات:
- کلمه "چشم" میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا دیگر اجزای جمله به کار رود. به عنوان مثال: "چشم او زیباست" یا "من به چشم او نگاه کردم."
با رعایت این نکات، میتوان در نگارش متون فارسی از کلمه "چشم" به درستی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "چشم" در جمله آورده شده است:
- چشم من به زیبایی غروب آفتاب خیره شده بود.
- او با چشمهای بزرگ و روشنی به من نگاه کرد.
- من همیشه دلم میخواهد چشمهای مردم را ببینم تا احساساتشان را درک کنم.
- چشم پزشک به من توصیه کرد که برای بهبود بیناییام، از عینک استفاده کنم.
- هرگاه که به کتاب مینگرم، چشمم به نوشتهها میافتد و داستانها را زندگی میکنم.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم که کمک کنم!
