استخوانی
licenseمعنی کلمه استخوانی
معنی واژه استخوانی
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
(عا.)
الگوی تکیه:
WWWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
'ostoxAni
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
1128
شمارگان هجا:
4
دیگر زبان ها
انگلیسی
bony | osseous , osteoid
ترکی
kemikli
فرانسوی
osseux
آلمانی
knochig
اسپانیایی
óseo
ایتالیایی
ossuto
عربی
عظمي | نحيل , ناتئ العظام , كثير العظام
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "استخوانی" در زبان فارسی به شکل زیر تحلیل میشود:
-
ساختار کلمه:
- "استخوان": این بخش از کلمه به معنای استخوان است و نام یک مادهی سخت و سفید رنگ در بدن است.
- "ی": این پسوند، پسوند نسبت یا صفتسازی است که به واژهها اضافه میشود تا صفتی نسبت به واژه قبل ایجاد کند.
-
کاربرد:
- "استخوانی" به عنوان صفت به کار میرود و به معنای "مربوط به استخوان" یا "مشابه استخوان" است. مثلاً میتوان از آن برای توصیف چیزهایی که ویژگی یا شباهت به استخوان دارند، استفاده کرد (از جمله استخوانی در نظر گرفتن یک فرد یا جسم).
-
قواعد نگارشی:
- هنگامی که از "استخوانی" در جملات استفاده میکنید، باید به نحوهی اشاره به سؤالات و توصیفها توجه داشته باشید. مثلاً:
- "او دارای ظاهری استخوانی است."
- "این کباب به خاطر استخوانی بودنش بسیار مغذی است."
- هنگامی که از "استخوانی" در جملات استفاده میکنید، باید به نحوهی اشاره به سؤالات و توصیفها توجه داشته باشید. مثلاً:
- نکات اضافی:
- در فارسی، صفات معمولاً قبل از اسم قرار میگیرند، به عنوان مثال: "چهرهای استخوانی."
- اگر بخواهید این کلمه را در متون رسمی یا علمی استفاده کنید، دقت کنید که دقت و وضوح لازم را داشته باشد.
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "استخوانی" به درستی و به طور مؤثر در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "استخوانی" در جملات مختلف آورده شده است:
- شکل استخوانی صورت او به وضوح نشان میدهد که او ورزشکار است.
- موجهای دریا استخوانی رنگی در آسمان به وجود آوردند.
- این لباس برای افراد با اندام استخوانی مناسبتر است.
- کتابهای قدیمی غالباً دارای جلدهای استخوانی بودند که به آنها زیبایی خاصی میبخشید.
- او با یک دست استخوانی به آرامی نواختن پیانو را آغاز کرد.
اگر مثالهای بیشتری نیاز دارید، لطفاً بفرمایید!
