خپیدن
licenseمعنی کلمه خپیدن
معنی واژه خپیدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
(خَ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
666
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
sleep
عربی
نوم | سكون , سبات , رقاد , كرى , هجوع , نام , هجع , ضاجع , إتسع لعدد معين , ينام
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "خَپیدن" (با شکستن فضای خالی و با "خ" و "پ" و "ی" و "ن") در زبان فارسی به معنای منتشر شدن و پخش شدن است، معمولاً در مورد بوها، صداها یا احوالی که در فضا گسترش مییابند، بهکار میرود.
در اینجا چند نکته و قاعده نگارشی مرتبط با این کلمه را ذکر میکنم:
-
نحو بـا "خـپیدن":
- این فعل در جملات مختلف بهکار میرود و معمولاً به شکل "خَپید" (زمان گذشته) و "خَپیده" (ماضی نقلی) نیز میتواند استفاده شود.
-
نحوه صرف فعل:
- زمان حال: میگویم که بوها در هوا خَپیدید.
- زمان گذشته: بو در محیط خَپیده بود.
- زمان_future: بوها در فضا خواهند خَپید.
-
محل استفاده:
- معمولاً در متون ادبی یا توصیفی برای تجسم و حس بهکار میرود، مثلاً در توصیف محیط یا احساسات.
-
همنشینی با سایر کلمات:
- این کلمه معمولاً با قیدهایی مانند "به آرامی"، "سریع"، "ناگهان" و غیره همراه میشود: بو به آرامی خَپید.
- نکات نگارشی:
- در نوشتار رسمی و ادبی، باید به درستنویسی توجه کرد و از املای صحیح آن اطمینان حاصل کرد.
- استفاده از کلمات همخانواده یا مترادف نیز در تنوع متنی مفید است.
اگر سؤال یا نیاز به توضیحات بیشتری در این زمینه دارید، خوشحال میشوم که کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در تابستان، گلها در باغ به زیبایی خپیدهاند و عطر آنها فضا را پر کرده است.
- وقتی باران بارید، رنگینکمان در آسمان خپید و همه را شگفتزده کرد.
- کودکان در پارک با شادی و خنده، بازی و شادابی خود را خپیدند و لحظات خوبی را رقم زدند.
