داشته
licenseمعنی کلمه داشته
معنی واژه داشته
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت مفعولی) [قدیمی]
مختصات:
(تِ) [ په . ]
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
dASte
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
710
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
have | possess , own , bear , relieve , had
ترکی
vardı
فرانسوی
avait
آلمانی
hatte
اسپانیایی
tenía
ایتالیایی
avevo
عربی
ملك | اضطر , حاز , تضمن , اشتمل , يملك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "داشته" در زبان فارسی یکی از اشکال فعل "داشتن" است. این کلمه به چند صورت و در موقعیتهای مختلف کاربرد دارد. در ادامه به موارد و قواعد نگارشی مرتبط با این کلمه پرداخته میشود:
۱. ساختار و مفهوم
- "داشتن" به معنای "در اختیار داشتن" است و "داشته" به عنوان شکل گذشته و ماضی نقلی آن به کار میرود.
- به عنوان مثال: "او کتابی داشته است."
۲. کاربرد در جملات
-
ماضی استمراری: میتوان از "داشته" در جملاتی که به کارهایی که در گذشته ادامه داشتهاند، استفاده کرد.
- مثال: "او سالها در این زمینه تجربه داشته است."
- جملات شرطی: در جملات شرطی هم میتوان از آن استفاده کرد.
- مثال: "اگر از او کمک خواسته بودی، به تو کمک کرده بود."
۳. جایگاه در جمله
- "داشته" معمولاً در جملات به عنوان فعل اصلی یا فعل کمکی به کار میرود.
- میتواند به همراه فاعل و مفعول باشد.
- مثال: "او در آن زمان یک دفترچه یادداشت داشته است."
۴. نکات نگارشی
- در نوشتار رسمی و ادبی، بهتر است از قواعد نگارشی مانند درستنویسی و جداول زمانی پیروی کنید.
- استفاده از "داشته" باید مطابق با زمان و موضوع جمله باشد.
۵. همخانوادهها
- توجه داشته باشید که "داشته" میتواند به کلمات دیگری مانند "داشتن"، "داشتهها" و "داشتههای" نیز مربوط باشد.
با رعایت این قواعد و نکات، میتوانید از کلمه "داشته" به درستی و بهطور مؤثر در نوشتههای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "داشته" در جملات مختلف آوردهام:
- او همیشه یک رویا داشته که به دور دنیا سفر کند.
- اگر میدانستم که اینقدر سخت خواهد بود، شاید تصمیم دیگری داشته باشم.
- ما یک جلسه مهم داشتهایم که باید در آن شرکت میکردیم.
- آن کتاب ارزشمندی که به من دادید، داستانهای جالبی داشته است.
- آیا شما تجربهای در این زمینه داشتهاید؟
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
