درنگی
licenseمعنی کلمه درنگی
معنی واژه درنگی
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت نسبی، منسوب به رنگ)
مختصات:
( ~.) (ص .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
284
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
hesitation | pause , tarry , halt , hesitancy , hesitance , haw , tarriance , delay
ترکی
gecikme
فرانسوی
retard
آلمانی
verzögerung
اسپانیایی
demora
ایتالیایی
ritardo
عربی
تردد | حيرة فأفأة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "درنگی" یک واژه فارسی است و میتوان آن را به عنوان یک اسم یا صفت در نظر گرفت. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و نحوه استفاده از این کلمه اشاره میکنم:
-
تعریف کلمه: "درنگی" به معنای مربوط به درنگ، تأمل، یا توقفی کوتاه است.
-
استفاده در جملات:
- به عنوان صفت: "او درنگی است در کارهایش و همیشه به دقت فکر میکند."
- به عنوان اسم: "این درنگی که برای تصمیمگیری داشتم، به من کمک کرد."
-
نوشتن صحیح:
- کلمه "درنگی" حتماً باید بدون اشتباه املایی نوشته شود.
- در متنهای رسمی و ادبی، از این کلمه به درستی و بجا استفاده کنید.
-
نکات نگارشی:
- در جملات رسمی، سعی کنید برای توضیح بیشتر از توضیحات یا جملات توصیفی استفاده کنید تا مفهوم بهتری ارائه دهید.
- اگر نیاز به تأکید بر مفهوم "درنگی" دارید، میتوانید از واژگان هممعنی یا مترادفها نیز کمک بگیرید.
- مثالها:
- "برگزاری این جلسه درنگی مناسب برای تبادل نظر درباره موضوعات مهم است."
- "او با یک درنگی کوتاه تصمیمش را گرفت."
استفاده از کلمه "درنگی" در متنهای علمی، ادبی یا روزمره میتواند به غنای زبان و بیان کمک کند، به شرطی که در جای مناسب و با دقت از آن استفاده شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- درنگی در تصمیمگیری میتواند به ما کمک کند تا بهترین گزینهها را در نظر بگیریم.
- او درنگی کرد و سپس جوابش را با دقت و فکر فرستاد.
- درنگی کوتاه قبل از عمل، میتواند اثرات مثبتی بر روی نتیجه نهایی داشته باشد.
