دواندن
licenseمعنی کلمه دواندن
معنی واژه دواندن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹دوانیدن›
مختصات:
(دَ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
115
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to run
ترکی
koşmak
فرانسوی
courir
آلمانی
laufen
اسپانیایی
correr
ایتالیایی
correre
عربی
شغل | ركض , ترشح , جري , سحب , جرى , أدار , هرول , عجل , تسرع , قاد , حكم , دخل , عدا , عبر , سجل نقطة في البيسبول , خاض معركة , انزلق , ظل نافذ المفعول , وقع , سال , أذاب , نما بسرعة , أيد ترشيح , انتشر , تكرر , بدأ العدو , سوق بسرعة , إجتاز بسرعة , طارد , تصفح بسرعة , قاد السيارة , صنف الأوراق , صفى , رسم خطا , أنسل , طبع , نشر , للتشغيل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "دواندن" به معنای سریع یا با شتاب دویدن است و در فارسی از ریشه "دویدن" بهدست آمده است. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
-
نحوه استفاده:
- "دواندن" بهعنوان فعل به کار میرود و معمولاً در جملاتی که به حرکت سریع مربوط میشود، استفاده میشود.
- مثال: "او در پارک دواند و به سمت دوستش رفت."
-
صرف فعل:
- این کلمه به شکلهای مختلف صرف میشود.
- مثال:
- من دواندم
- تو دواندی
- او دواند
- ما دواندیم
-
نکات معنایی:
- این کلمه معمولاً در متون ادبی و محاورهای به معنای سرعت و شتاب به کار میرود و میتواند با احساساتی چون شوق و هیجان نیز همراه باشد.
-
همخانوادگی:
- کلمه "دواندن" با دیگر کلمات مربوط به دویدن و حرکت سرعتی همخانواده است مثل: دویدن، دو، دوانس و غیره.
- کاربرد استعاری:
- گاهی اوقات ممکن است "دواندن" بهصورت استعاری برای توصیف سرعت در انجام کارها یا پرتاب ایدهها نیز به کار رود.
- مثال: "او در ارائهاش دواند و تمام نکات را به خوبی بیان کرد."
به طور کلی، "دواندن" یک فعل است که در متون مختلف میتواند معانی متفاوتی داشته باشد، اما عمدتاً به مفهوم سرعت و شتاب مرتبط است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- بچهها در پارک مشغول دواندن و بازی کردن بودند.
- او بعد از مدتها تمرین، توانست به خوبی دواندن را یاد بگیرد.
- در هنگام دواندن در ورزشگاه، احساس آزادی و شادمانی میکردم.
