جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: 1 - روز گذشته ، دیروز. 2 - شب گذشته . give, grant, admit, impute, render, concede, mete, pay, afford, endue, hand, indue, come through, d منح، أعطى، دفع، وهب، خصص، كشف نفسه، يعطي ocak janvier januar enero gennaio دادن، بخشیدن، ارائه دادن، رساندن، شرح دادن، اعطا کردن، عطاء کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، پذیرفتن، اقرار کردن، راه دادن، بار دادن، راضی شدن، نسبت دادن، متهم کردن، بستن، اسناد کردن، تحویل دادن، تسلیم داشتن، ترجمه کردن، در اوردن، واگذار کردن، پیمودن، سهم دادن، اندازه گرفتن، پرداختن، پرداخت کردن، تلافی کردن، پول دادن، کارسازی داشتن، حاصل کردن، تهیه کردن، موجب شدن، از عهده برامدن، استطاعت داشتن، بخشیدن به، پوشیدن، وادار کردن، پوشاندن، اراستن، کمک کردن، با دست کاری را انجام دادن، وقوع یافتن
give|grant , admit , impute , render , concede , mete , pay , afford , endue , hand , indue , come through , d
ترکی
ocak
فرانسوی
janvier
آلمانی
januar
اسپانیایی
enero
ایتالیایی
gennaio
عربی
منح|أعطى , دفع , وهب , خصص , كشف نفسه , يعطي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "دی" در زبان فارسی به عنوان یک واژه مهم و پرکاربرد شناخته میشود و در متون مختلف معنای خاصی دارد. در ادامه، به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میشود:
استفاده به عنوان نام ماه: "دی" نام یکی از ماههای سال در تقویم هجری شمسی است و معمولاً با حرف بزرگ آغاز میشود:
مثال: در ماه دی، هوا سرد میشود.
حروف اضافه: "دی" میتواند به عنوان یک پسوند در واژهها به کار رود، و در این حالت، معمولاً به شکل جدا نوشته میشود:
مثال: دیماه، دیوان
تلفظ و نگارش: "دی" معمولاً بهصورت غیرمفصل (با استفاده از یاء) نوشته و تلفظ میشود و هیچگاه نباید با "ی" یا "یای مفصل" اشتباه گرفته شود.
نکات نگارشی: در صورت اضافه کردن "ماه" به کلمه، "دی" و "ماه" به شکل نزدیک به هم ولی بدون فاصله نوشته میشوند:
مثال: دیماه
استفاده در ترکیبها: در ترکیب با دیگر واژهها، "دی" ممکن است به عنوان پیشوند یا پسوند اضافه شود:
مثال: دیوانگی، دیوانه
با رعایت این نکات و قواعد، میتوانید به درستی از کلمه "دی" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در ماه دی، آب و هوای شهر بسیار سرد و برفی میشود.
او تصمیم گرفت در دی ماه به دیدن دوستانش برود.
دی سال گذشته بود که من برای اولین بار به کوهنوردی رفتم.
فرهنگ فارسی معین
واژگان مرتبط: دادن، بخشیدن، ارائه دادن، رساندن، شرح دادن، اعطا کردن، عطاء کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، پذیرفتن، اقرار کردن، راه دادن، بار دادن، راضی شدن، نسبت دادن، متهم کردن، بستن، اسناد کردن، تحویل دادن، تسلیم داشتن، ترجمه کردن، در اوردن، واگذار کردن، پیمودن، سهم دادن، اندازه گرفتن، پرداختن، پرداخت کردن، تلافی کردن، پول دادن، کارسازی داشتن، حاصل کردن، تهیه کردن، موجب شدن، از عهده برامدن، استطاعت داشتن، بخشیدن به، پوشیدن، وادار کردن، پوشاندن، اراستن، کمک کردن، با دست کاری را انجام دادن، وقوع یافتن