سبلت (بر) کندن
licenseمعنی کلمه سبلت (بر) کندن
معنی واژه سبلت (بر) کندن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
( ~. بَ کَ دَ)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
818
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to bear
عربی
تحمل | تلد , أعطى , أنتج , غضب , حاكم , عانى , التفت , أطاق , تصور , طول , نشر , قاسى , ولد , واكب , لتحمل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «سبلت» که به معنای «بر کندن» است، به لحاظ نگارشی و دستوری قابل تحلیل است. این کلمه از نظر عروضی و نحوی به صورت «سَبُلت» وزن «مَفعَل» (بر کندن) و فعل این کلمه «سبل» است.
قواعد نگارشی و نحوی:
- نوشتار: کلمه را به صورت صحیح و با املای درست بنویسید.
- جایگاه: در متن و جملات، سعی کنید جایی که به سبلت اشاره می کنید، به تناسب و رابطهاش با سایر اجزای جمله توجه کنید.
- فعل و زمان: اگر «سبلت» به عنوان فعل مورد استفاده قرار بگیرد، باید به زمان (گذشته، حال یا آینده) توجه شود. مثلاً در جمله «او سبلت دشت را» مشخص است که عمل «بر کندن» در گذشته انجام شده است.
- مفاهیم مرتبط: برای درک عمق معنایی کلمه، بهتر است از واژهها و عبارات مرتبط با آن در متن استفاده کنید تا مفهوم بهتری به مخاطب منتقل شود.
مثالهایی از کاربرد:
- او سبلت علفهای بلند را از دشت کند.
- در فصل بهار، کشاورزان به سراغ سبلت محصولات خود میروند.
فصاحت:
همیشه سعی کنید در استفاده از این کلمه، با توجه به بافت موضوع و ضرورت آن، فصاحت و بلاغت متن را حفظ کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او به آرامی سبلت را بر کند و با دقت آن را بند کرد.
- در هنگام برداشت محصول، باید دقت کنیم تا سبلتها را بر ندیده و خراب نکنیم.
- کشاورز با تجربه، سبلتهای آماده را بر میکند و به بازار میفرستد.
