شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sarpanje
head claw  |

سرپنجه

معنی: 1 - (اِمر.) سر - انگشتان . 2 - نیرو، قدرت . 3 - (ص .) زورمند، ستمگر.
383 | 0
مترادف: 1-اسم 2- چنگ، چنگال 3- استيلا، تسلط، زور، قدرت 4- مسلط 5- جفاپيشه، ستمگر، ظالم
متضاد: دادگر، رئوف
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم)
مختصات: ( ~ . پَ جَ یا جِ)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: sarpanje
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 320
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
head claw
ترکی
kafa pençesi
فرانسوی
griffe de tête
آلمانی
kopfklaue
اسپانیایی
garra de cabeza
ایتالیایی
artiglio della testa
عربی
مخلب الرأس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سرپنجه" یکی از واژه‌های مرکب در زبان فارسی است که به معنای نوک انگشت (به ویژه در اشاره به حرکات دقیق یا حساس با دست) به کار می‌رود. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. تلفظ: "سرپنجه" به صورت (sarpanjé) تلفظ می‌شود.

  2. نوتیشن: این واژه به صورت یکپارچه نوشته می‌شود و از دو بخش "سر" و "پنجه" تشکیل شده است.

  3. درج در متن: هنگامی که این کلمه در متن استفاده می‌شود،‌ باید توجه داشت که به آن صورت درست و به‌جا استفاده گردد. مثلاً:

    • «او با سرپنجه‌هایش خیلی ماهرانه کار می‌کند.»
  4. قیدهای مربوط: این واژه می‌تواند با قیدهای مختلفی مثل "به آرامی"، "با دقت" و ... همراه شود تا توصیف دقیق‌تری از عمل انجام شده ارائه دهد.

  5. کاربرد در نوشته‌های ادبی: در ادبیات فارسی، می‌توان از این کلمه برای توصیف حرکاتی ظریف و حساس استفاده کرد. به عنوان مثال:

    • «او گلابی را با سرپنجه‌هایش می‌چید، انگار که با یک گل نازک در حال کار است.»
  6. نواحی زبان‌شناسی: بسته به ناحیه‌های مختلف فارسی‌زبانان، ممکن است برخی از لهجه‌ها این واژه را به نحو دیگری تلفظ کنند، اما در قواعد نوشتاری فارسی، شکل "سرپنجه" استاندارد است.

اگر سوالات بیشتری در مورد این کلمه یا قواعد نگارشی و دستوری دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

در اینجا چند مثال برای کلمه "سرپنجه" ارائه می‌دهیم:

  1. او با سرپنجه‌هایش به آرامی بر روی کلیدهای پیانو نواخت.
  2. بچه‌ها با سرپنجه‌های نرم و کوچکشان، گل‌های جدیدی در باغچه کاشتند.
  3. در هنگام گرافیکی کردن طراحی، او سعی کرد با سرپنجه‌های خود، جزئیات را بهتر به تصویر بکشد.
  4. گربه با سرپنجه‌هایش به آرامی بر روی لبه‌ی میز راه می‌رفت و احتیاط می‌کرد که نیفتد.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری