شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

sili
slap in the face  |

سیلی

معنی: ضربه ای که به وسیلة کف دست به چهرة کسی زنند؛ تپانچه . ؛ با ~ صورت خود را سرخ نگه داشتن کنایه از: در عین تنگدستی آبروداری کردن ، به ظاهر خود را بی نیاز جلوه دادن .
415 | 0
مترادف: تپانچه، توگوشي، چك، كشيده
متضاد: لگد
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم)
مختصات: (اِ.)
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 110
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
slap in the face | cuff , box on the ear , buffet , spat on the face , skelp , slog , a slap
عربی
صفعة في الوجه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سیلی" در زبان فارسی به معنای ضربه‌ای است که با دست به صورت یا بدن کسی زده می‌شود. رعایت نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه به موارد زیر مربوط می‌شود:

  1. نگارش صحیح: کلمه "سیلی" با حرف "س" و دو نقطهٔ زیر حرف "ی" نوشته می‌شود.

  2. جدا نویسی: در جملات، کلمه "سیلی" معمولاً به تنهایی یا به همراه دیگر کلمات نوشته می‌شود و نیازی به جدا نویسی ندارد.

  3. صرف فعل: اگر بخواهیم فعل "زدن" را با سیلی ترکیب کنیم، به شکل‌های مختلفی مانند "به سیلی زدن" استفاده می‌کنیم.

  4. مفاهیم و مجازی‌سازی: می‌توان از کلمه "سیلی" به صورت مجازی نیز استفاده کرد. به عنوان مثال، "سیلی از حقیقت" به معنای مواجهه با واقعیت‌های تلخ است.

  5. مثال در متن:
    • او به خاطر ناراحتی‌اش یک سیلی به صورتش زد.
    • سیلی ای که به صورتش خورد، او را به فکر فروبرد.

با رعایت این نکات، می‌توانیم کلمه "سیلی" را به درستی و به شکل مناسب در متون فارسی به کار ببریم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در هنگام طوفان، صدای سیلی که بر روی درختان می‌افتاد، بسیار دل‌انگیز بود.
  2. او با ناراحتی گفت که سیلی زدن به خود را عادت بدی می‌داند.
  3. سیلی دریا به ساحل در آفتاب غروب، زیبایی خیره‌کننده‌ای خلق کرده بود.

واژگان مرتبط: دکمه سر دست، سراستین، دست بند، سردست پیراهن مردانه، ضربت، بوفه، رستوران، ضرب، قفسه جای ظرف، اشکاف، چابک، تقلا، ضربت سخت، خرحمالی، کوشش سخت، سیل

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری