عمه
licenseمعنی کلمه عمه
معنی واژه عمه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی: عمَّة]
مختصات:
(عَ مِّ) [ ع . عمة ] (اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
'amme
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
115
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
aunt
ترکی
hala
فرانسوی
tante
آلمانی
tante
اسپانیایی
tía
ایتالیایی
zia
عربی
عمة | خالة , زوجة العم أو الخال
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "عمه" در زبان فارسی به معنی خواهر پدر است و طبق قواعد نگارش و دستور زبان فارسی به شکل زیر مورد استفاده قرار میگیرد:
-
نحو (ترتیب کلمات): کلمه "عمه" میتواند به عنوان اسم اصلی در جملات به کار رود. به عنوان مثال:
- "عمهام به خانه ما آمد."
- "من عمهام را دوست دارم."
-
نشانههای جمع: برای جمع بستن کلمه عمه، از "ها" استفاده میکنیم:
- "عمهها" (جمع کلمه عمه)
-
حالتهای مختلف:
- "عمه" (مفرد، حالت نکره)
- "عمهام" (مفرد، حالت معرفه)
- "عمهات" (مفرد، حالت معرفه برای تو)
- "عمهاش" (مفرد، حالت معرفه برای او)
-
استفاده در عبارات و جملات: کلمه عمه میتواند در ترکیب با صفات یا قیدها به کار رود:
- "عمه مهربانم همیشه از من حمایت میکند."
- "عمه بزرگوار من هر سال مهمانی میگیرد."
- نشانههای تاکید: اگر بخواهید به عمهتان تأکید کنید، میتوانید از جملات توصیفی یا قیدهای تأکیدی استفاده کنید:
- "عمهام، که همیشه به من کمک میکند، فردی با محبتی است."
با رعایت این نکات، میتوانید به طور صحیح و مؤثر از کلمه "عمه" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- عمهام همیشه در ماه رمضان سفرهای پر از خوردنیهای خوشمزه میچید.
- من در کودکی هر تابستان به خانه عمهام میرفتم و با بچههای محله بازی میکردم.
- عمهام با داستانهایش همیشه روحیه ما را شاد نگه میداشت.
