عنبرینه
licenseمعنی کلمه عنبرینه
معنی واژه عنبرینه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، صفت نسبی، منسوب به عنبر) [عربی. فارسی] [قدیمی]
مختصات:
(عَ بَ نِ) [ ع - فا. ] (ص نسب .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
387
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
amber
عربی
كهرمان | كهرمان لون الكهرمان الأصفر , كهرماني , كهرماني اللون , العنبر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "عنبرینه" به معنای یک گیاه معطر است و در نگارش فارسی از قواعد زیر پیروی میکند:
-
نظم نوشتاری: این کلمه به صورت "عنبرینه" نوشته میشود که با حرف "ع" شروع شده و به "نه" ختم میشود.
-
تکیه بر حروف: حروف "ع" و "ب" در این کلمه صدای خاص و تأثیرگذاری دارند. "ع" در ابتدای کلمه، توجه را جلب میکند.
-
تلفظ: "عنبرینه" به صورت [ʕæn.bæˈriː.næ] تلفظ میشود که در آن "ع" صدای خاصی دارد و "ب" به "ر" و "ن" پیوندی روان میبخشد.
-
معانی و کاربرد: بسته به بافت جمله، این کلمه میتواند به گیاه، عطر یا حتی به معنای دلانگیزی و خوشبویی اشاره داشته باشد.
- قواعد نگارشی: در جایی که کلمه به کار میرود، باید توجه کرد که آن به درستی جملات و عبارات پیرامونی ارتباط داشته باشد و از نظر نحوی صحیح باشد.
اگر به اطلاعات بیشتری دربارهی معانی یا استفادههای این کلمه نیاز دارید، لطفاً بفرمایید تا بیشتر کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- عطر دلانگیز عنبرینه در فضا پیچیده بود و همه را مجذوب خود کرد.
- او با دقت و حوصله گلهای عنبرینه را در باغچه به خواب برد.
- در شبهای سرد زمستان، شعلههای شومینه با بوی گرم و خوشایند عنبرینه ترکیب میشود و فضایی دلپذیر ایجاد میکند.
