شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

subside  |

فرو نشستن

معنی: 1 - پایین نشستن . 2 - ته نشین شدن . 3 - از شدت چیزی کم شدن . 4 - خاموش شدن . 5 - آرام شدن ، تسکین یافتن .
1007 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: ( ~ . نِ شَ تَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 1146
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
subside | be quenched , abate , founder , be quelled , settle , slake , to sink down
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «فرو نشستن» یک ترکیب فعل است که معنای نشستن در جایی پایین‌تر یا به پایین رفتن را می‌دهد. برای استفاده و نگارش درست این کلمه، می‌توانید به موارد زیر توجه کنید:

  1. ساختار فعل: «فرو» به معنای پایین و «نشستن» به معنای نشستن است. این کلمه به صورت یک فعل مرکب به کار می‌رود.

  2. قید مکان: می‌توان این کلمه را با قیدهای مکانی یا زمانی همراه کرد. مثلاً: «باران شروع به فرو نشستن کرد.»

  3. تطابق زمان: توجه کنید که زمان فعل باید با دیگر اجزای جمله سازگار باشد. مثلاً: «او آرام آرام فرو می‌نشیند.»

  4. نقش نحوی: این کلمه می‌تواند به عنوان فعل اصلی در جملات استفاده شود. مثلاً: «گلابی‌ها بر روی زمین فرو نشسته بودند.»

  5. نگارش درست: هنگام نگارش این کلمه، دقت کنید که بین دو جزء آن فاصله وجود ندارد و به صورت «فرو نشستن» نوشته شود.

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه «فرو نشستن» به شکل صحیح و مؤثر در متن‌های خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. پس از چند ساعت بارش باران شدید، آب‌ها بالاخره فرو نشسته و خیابان‌ها دوباره قابل تردد شدند.
  2. با فرو نشستن احساس خشم و ناامیدی، او آرامش را در درون خود پیدا کرد.
  3. بعد از یک روز سخت و پرچالش، او با یک نفس عمیق، تنش‌های روز را فرو نشاند و به خواب رفت.

واژگان مرتبط: فروکش کردن، واگذاشتن، نشست کردن، سست شدن، کم شدن، خرد شدن، تخفیف دادن، خرد کردن، کاستن، از پا افتادن، لنگ شدن، فرو ریختن، خیط و پیت شدن، خیط و پیت کردن، ته نشین شدن، ماندن، مستقر شدن، تصفیه کردن، مقیم شدن، کاهش یافتن، خاموش کردن، کاهش، معتدل شدن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری