فسخ
licenseمعنی کلمه فسخ
معنی واژه فسخ
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی]
مختصات:
(فَ سْ) [ ع . ] (مص م .)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
fasx
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
740
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
termination | cancellation , dissolution , revocation , annulment , abolition , repeal , rescission , divorce , liquidation
ترکی
sonlandırma
فرانسوی
résiliation
آلمانی
beendigung
اسپانیایی
terminación
ایتالیایی
terminazione
عربی
نهاية | إجهاض , فسخ عقد , فصل من العمل , نتيجة , لاحقة , الإنهاء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "فسخ" به معنی باطل کردن یا لغو کردن قرارداد یا توافق است و در متون حقوقی و ادبی به کار میرود. در زیر به نکات و قواعد نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
-
نحوه استفاده:
- "فسخ" معمولاً به عنوان یک فعل به کار میرود. به عنوان مثال: "طرفین قرارداد میتوانند قرارداد را فسخ کنند."
- میتوان آن را به عنوان اسم نیز به کار برد: "فسخ قرارداد باید طبق شرایط مشخص انجام شود."
-
سازگاری با دیگر عبارات:
- معمولاً از الفاظی چون "قرارداد"، "توافق" و "معامله" در کنار "فسخ" استفاده میشود. به عنوان مثال: "فسخ قرارداد"، "فسخ توافقنامه".
-
نکات نگارشی:
- در نوشتار رسمی و حقوقی، بهتر است به جای عمومیگویی از زبان دقیق و فنی استفاده شود. مثلاً به جای گفتن "او قرارداد را فسخ کرد"، میتوان گفت "او اقدام به فسخ قرارداد کرد."
- حتماً به لزوم ذکر دلیل فسخ توجه شود، چنانچه در متن قانونی یا قراردادی بیان شده باشد.
-
قوانین حقوقی:
- در متون حقوقی، معمولاً شرایط فسخ و آثار آن به دقت بیان میشود. برای مثال: "فسخ قرارداد باعث ایجاد آثار حقوقی خاصی میشود."
- به کارگیری در جملات:
- به عنوان مثال:
- "در صورت عدم اجرای شرایط قرارداد، هر یک از طرفین حق فسخ را دارند."
- "فسخ قرارداد بر اساس قوانین مربوطه انجام خواهد شد."
- به عنوان مثال:
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "فسخ" به طرز صحیح و مؤثری استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- با توجه به شرایط جدید، ما تصمیم به فسخ قرارداد همکاری گرفتیم.
- مشتری به دلیل عدم رعایت شرایط توافق شده، درخواست فسخ خرید خود را ارائه داد.
- شرکت برای حفظ منافع خود، حق فسخ قراردادهای غیرمنصفانه را محفوظ نگهداشت.
