شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

[kučulu]
tiny  |

کوچولو

معنی: 1 - دارای حجم یا ابعاد کوچک . 2 - دارای مقدار کم . 3 - خرد سال .
678 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات: (ص .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: kuCulu
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 71
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
tiny | minikin , wee , kid , bantling , half-pint , little one
ترکی
küçük olan
فرانسوی
petit
آلمانی
kleiner
اسپانیایی
pequeño
ایتالیایی
piccolo
عربی
صغير | بالغ الصغر , دقيق , صغير الحجم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "کوچولو" یک واژه‌ی فارسی است که به معنی "کوچک" یا "کودکانه" به کار می‌رود. در نگارش و استفاده از این کلمه، نکات زیر را می‌توان مد نظر قرار داد:

  1. نوشتار: کلمه "کوچولو" با حروف کوچک نوشته می‌شود، مگر اینکه در ابتدای جمله باشد یا جزء عنوان خاصی باشد.

  2. استفاده در جملات: "کوچولو" معمولاً به عنوان صفت یا اسم به کار می‌رود. به عنوان مثال:

    • "این بچه‌ی کوچولو بسیار شیرین است."
    • "کتاب‌های کوچولو برای کودکان مناسب هستند."
  3. تکرار: در مواردی به منظور ایجاد لطافت یا دلسوزی، ممکن است این کلمه تکرار شود. مثلاً: "کوچولو کوچولو."

  4. تلفظ: در گفتار، به دلیل ساختار آوایی این کلمه، معمولاً به شکل محاوره‌ای و با کشش در حروف "o" و "u" تلفظ می‌شود.

  5. مفاهیم مشابه: کلمه‌های مشابهی مانند "کوچک" یا "نوزاد" وجود دارند که در مواقع مختلف می‌توانند جایگزین "کوچولو" شوند، اما هر یک بار معنایی خاص خود را دارند.

با رعایت این نکات، می‌توان به درستی از کلمه "کوچولو" در نوشتار و گفتار استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بچه‌مو به خاطر کارهای شیطنت‌آمیزش همیشه به او می‌گویم کوچولو.
  2. در پارک، دیدم که یک سگ کوچولو به دور من می‌چرخید و بازی می‌کرد.
  3. کتاب‌های داستانی که برای کوچولوها نوشته شده، دنیای شگفت‌انگیزی را برای آن‌ها خلق می‌کند.

واژگان مرتبط: کوچک، ریز، بسیار کوچک، ناچیز، خرد، ظریف، بچه، کودک، بزغاله، بچه کوچک، چرم بزغاله، کوتاه تر از مقدار متوسط، خپله

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری