کودن
licenseمعنی کلمه کودن
معنی واژه کودن
[ko[w]dan]
کودن
مترادف:
ابله، احمق، بليد، بي شعور، بي عقل، بي وقوف، پخمه، خر، خرفت، دنگل، ساده لوح، كانا، كم هوش، كندذهن، نادان، ناقص العقل
متضاد:
هوشمند
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی، جمع: کوادن]
مختصات:
(کُ دَ) (ص .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
kowdan
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
80
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
ترکی
zıplamak
فرانسوی
sauter
آلمانی
springen
اسپانیایی
saltar
ایتالیایی
saltare
عربی
ممل | باهت , بليد , غبي , كليل , ثقيل , مضجر , متبلد الحس , كسول , فاتر , غائم , غير واضح , عتم , جعله متبلد الحس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "کودن" در زبان فارسی به معنای شخصی است که درک کمی دارد یا احمق است. در نوشتار و نگارش فارسی، رعایت نکات زیر در استفاده از این کلمه میتواند مفید باشد:
-
استفاده درست: کلمه "کودن" باید در موقعیتهای مناسب و با دقت استفاده شود، زیرا این کلمه بار معنایی منفی دارد و ممکن است به احساسات دیگران آسیب بزند.
-
نوشتار صحیح: کلمه "کودن" با "ک" و "د" و "ن" نوشته میشود و از جمله کلمات بینقطه است.
-
جایگاه در جمله: در جملهها، "کودن" معمولاً به عنوان اسم یا صفت استفاده میشود. مثال:
- او دختر کودنی است.
- رفتارهای کودکانهای از او انتظار نمیرفت، چون بزرگتر از اینها است و از او یک کودن نمیسازند.
-
استفاده در مکالمات غیررسمی: بهتر است در مکالمات غیررسمی و دوستانه استفاده شود، زیرا ممکن است در محافل رسمی و جدی مناسب نباشد.
- جایگزینها: در مواقعی که نیاز به بیان انتقاد باشد، میتوان از کلمات و عبارات ملایمتری استفاده کرد تا درک بهتری بین طرفین ایجاد شود.
رعایت این نکات به شما کمک میکند تا کلمه "کودن" را با دقت و مناسب در متنها و مکالمات خود به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او دوباره یک سؤال کودن پرسید که همه را در جمع به خنده انداخت.
- معلم به او گفت که نباید در مواجهه با مشکلات، خودش را کودن تصور کند.
- فیلمی که دیشب تماشا کردیم، داستان یک کودن بود که به صورت تصادفی قهرمان میشود.
