شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

gerd
round  |

گرد

معنی: 1 - (اِ.) خاک . 2 - چیزی که به صورت آرد یا پودر درآمده باشد. 3 - از اشکال دارویی که در آن دارو به شکل پودر عرضه می شود. 4 - (عا.) مواد مخدر: هرویین . 5 - گور، قبر. 6 - بهره ، نصیب . 7 - اثر، نشانه .
631 | 0
مترادف: پهلوان، تهمتن، دلير، رشيد، قهرمان، مبارز، يل
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [پهلوی: girt, g(i)rd]
مختصات: (گُ) [ په . ] (ص .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: gard
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 224
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
round | orbicular , globular , terete , powder , flour , compass , hero
ترکی
yuvarlak
فرانسوی
rond
آلمانی
runden
اسپانیایی
redondo
ایتالیایی
girare
عربی
جولة | سلسلة , شوط , دائرة , أغنية قصيرة , تصفيق , دورة حول الملعب , مستدير , كروي , مدور , تام , مبروم , صاف , صريح , ضخم , مكور , دور , تدور , دار , زار , طوق , قام بجولة , اكتمل , حول , دائريا , في كل جهة , دائري
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "گرد" در زبان فارسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد و می‌تواند به عنوان اسم، صفت و حتی قید مورد استفاده قرار گیرد. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره می‌شود:

1. معانی مختلف:

  • اسم: به معنای دایره یا گردی (مثل "گردی زمین").
  • صفت: به معنای گرد بودن (مثل "شیء گرد").
  • قید: به معنای به دور یا دور، معمولاً در ترکیباتی مانند "گرد آمدن".

2. استفاده در ترکیبات:

  • وقتی "گرد" در ترکیب با کلمات دیگر استفاده می‌شود، باید به نحوه ترکیب دقت شود. به عنوان مثال:
    • "گرد و غبار"
    • "گرد هم آمدن"

3. نگارش:

  • کلمه "گرد" باید به درستی در متن نگاشته شود و از نوشتن آن به صورت‌های نادرست خودداری شود.

4. هماهنگی با سایر کلمات:

  • در جملاتی که "گرد" به عنوان صفت به کار می‌رود، باید با اسم مورد نظر از نظر جنس و تعداد هماهنگ باشد. مثلاً:
    • "گلابی گرد" (مؤنث)
    • "چشم‌های گرد" (جمع)

5. قواعد صرفی و نحوی:

  • "گرد" می‌تواند به عنوان یک قید حالت به کار رود، بنابراین در جملات توصیفی به عنوان توصیف‌کننده عمل می‌کند.

6. مثال‌های کاربرد:

  • "فروشگاه در گوشه‌ی میدان گرد قرار دارد."
  • "کوهستان‌ها در اثر گرد و غبار پوشیده شدند."

با توجه به این نکات، "گرد" کلمه‌ای با کاربردهای گوناگون و چندبعدی در زبان فارسی است که می‌تواند در جملات مختلف به اشکال متنوع به کار رود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. دست‌های او گرد و پر از زندگی بود و هر بار که می‌خندید، چهره‌اش به زیباییش افزوده می‌شد.
  2. در حیاط خانه‌مان، یک گردو بزرگ رشد کرده بود که هر ساله میوه‌های خوشمزه‌ای می‌دهد.
  3. در روز بارانی، قطرات آب به شکل‌های گرد روی پنجره می‌چکیدند و منظره‌ای زیبا خلق می‌کردند.

واژگان مرتبط: مدور، گردی، دایره وار، بی خرده، مهره مانند، کروی، مستدیر، چرخی، کامل، گوی مانند، گلبولوار، حلقوی، استوانهای شکل در برش عرضی، پودر، باروت، پودر صورت، سوده، خاکه، ارد، مایعات بدن حیوانات، قطب نما، پرگار، حیطه، حوزه، دایره، دلاور، یل، پهلوان داستان

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری