گریبانگیر
licenseمعنی کلمه گریبانگیر
معنی واژه گریبانگیر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
( ~ .) (ص فا.)
الگوی تکیه:
WWWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
garibAngir
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
513
شمارگان هجا:
4
دیگر زبان ها
انگلیسی
troublesome
ترکی
zahmetli
فرانسوی
gênant
آلمانی
lästig
اسپانیایی
molesto
ایتالیایی
fastidioso
عربی
مزعج | متعب , مضايق , مقلق , مكدر , ممل , عسير , شاق , مزعجة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "گریبانگیر" در فارسی به معنای به دام انداختن یا گیر انداختن در مسئله، مشکل یا وضعیت خاصی است. این کلمه به عنوان یک اسم یا صفت به کار میرود و به طور کلی به معانی زیر اشاره دارد:
-
ساختار کلمه: کلمه "گریبانگیر" از دو بخش "گریبان" و "گیر" تشکیل شده است. "گریبان" به معنای لبه یا یقه لباس است و "گیر" به معنای به دام انداختن یا متوقف کردن.
-
قواعد نگارشی:
- نقطهگذاری: اگر در متنی کلمه "گریبانگیر" به عنوان یک اسم یا جزء یک جمله استفاده شده باشد، باید به قوانین نقطهگذاری توجه کنید. به عنوان مثال: "مشکلات گریبانگیر جامعه باید مورد بررسی قرار گیرند."
- کاربرد: این کلمه معمولاً در جملات رسمی یا ادبی به کار میرود و بیشتر در متون اجتماعی و فرهنگی دیده میشود.
- صرف و نحو: "گریبانگیر" میتواند به عنوان وصف یا اسم در جملات مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال، میتوان گفت: "او در مشکلات گریبانگیر است."
- توافق با کلمات دیگر: در جملات، باید توجه داشت که با توجه به جمع و مفرد بودن موضوع، از صفتها و افعال مناسب استفاده شود.
- مثال:
- "این مسئله به یک موضوع گریبانگیر تبدیل شده است."
- "بسیاری از جوانان در این وضعیت گریبانگیر هستند."
به طور کلی، کلمه "گریبانگیر" به معنای درگیر شدن با یک مشکل یا چالش به کار میرود و در نگارش فارسی میتوان به راحتی با آن جملات مؤثر و گویایی ایجاد کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- مشکلات اقتصادی اخیر بسیاری از خانوادهها را در وضعیت گریبانگیر قرار داده است.
- او در تلاش است تا احساسات منفیاش را که او را گریبانگیر کردهاند، کنترل کند.
- این بیماری به طور ناگهانی بر زندگیاش گریبانگیر شد و همه برنامههایش را تحت تأثیر قرار داد.
