گشودن
licenseمعنی کلمه گشودن
معنی واژه گشودن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹گشادن›
مختصات:
(گُ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
380
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
open | unfurl , unlock , untie , unlace , unbolt , auspicate , inaugurate , unhinge , untwine , untwist , unbrace , unknit , unloose , to open
عربی
فتح | تفتح , انفتح , شق , كشف , استهل , حرر , أطلق , أفضى إلي , إنفتح على , إنفتح قليلا , مفتوح , مكشوف , صريح , حر , غير متحفظ , غير مطوق بحواجز , جائز الصيد فيه , سخي , جيد المسامية , غير ملجم بضوابط تشريعية , عام , يفتح
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "گشودن" به معنای باز کردن و در زبان فارسی در موارد مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میشود:
-
نحوه صرف:
- "گشودن" یک فعل است و به اشکال مختلفی صرف میشود. برای مثال:
- زمان حال: میگشایم، میگشاید
- زمان گذشته: گشودم، گشود
- "گشودن" یک فعل است و به اشکال مختلفی صرف میشود. برای مثال:
-
استفاده از پیشوند و پسوند:
- میتوان از پیشوندها و پسوندهای مختلف برای تغییر معنا یا زمان استفاده کرد. به عنوان مثال، "بگشایید" (دعوت به گشودن) یا "گشوده" (شکل مفعولی).
-
کاربرد در جملات:
- در جملات رسمی و ادبی، استفاده از "گشودن" به معنای باز کردن درها، کتابها یا مفاهیم مجازی مانند افکار و احساسات است.
- مثال: "او در دلش را به روی دوستانش گشود."
-
عدم تکرار:
- در نوشتار، سعی کنید از تکرار غیر ضروری کلمه "گشودن" پرهیز کنید و از هممعنیها یا عبارات مترادف استفاده کنید.
-
نگارش متناسب با بافت:
- در متنهای غیررسمی و محاورهای میتوان از مکالمههای روزمره و ساده استفاده کرد. بهطور مثال: "درب را گشود."
- همنشینی با کلمات دیگر:
- "گشودن" میتواند با کلمات دیگر همنشینی داشته باشد. به عنوان مثال: "گشودن افقهای جدید" یا "گشودن درهای علم".
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "گشودن" به شکل صحیح و موثری در نوشتههای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او تصمیم گرفت درب قلبش را به روی عشق جدیدی که وارد زندگیاش شده بود، گشودن.
- معلم با اشتیاق برای دانشآموزانش کتابی جالب را باز کرد و دنیای جدیدی را برای آنها گشود.
- درختان با شکوفههای زیبا، بهاری پر از زندگی را به طبیعت گشودند.
