لابه
licenseمعنی کلمه لابه
معنی واژه لابه
lābe
adjuration
|
لابه
مترادف:
1- التماس، تضرع، زاري، ضرع، ندبه
2- تزوير، فريب، مكر، نيرنگ
3- تملق، چاپلويي، چرب زباني
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) ‹لاوه›
مختصات:
(بِ) (اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
lAbe
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
38
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
adjuration | labe
ترکی
etiket
فرانسوی
labé
آلمانی
labe
اسپانیایی
etiqueta
ایتالیایی
labé
عربی
استحلاف | مناشدة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «لابه» در زبان فارسی به معنی «ناله» یا «فریاد» به کار میرود و معمولاً در محاورات و ادبیات ایرانی مورد استفاده قرار میگیرد. این کلمه گاهی به شکل «لابهکشیدن» نیز استفاده میشود.
قواعد نگارشی برای استفاده از کلمه لابه:
-
جدا کردن از سایر کلمات: اگر «لابه» به عنوان اسم به کار میرود، باید با دیگر کلمات بهدرستی ترکیب شود و از آن استفاده شود.
- مثال: "او با لابه از دوری یار خود ناله میکرد."
-
استفاده از علامتگذاری: در صورتی که «لابه» به عنوان بخشی از یک ترکیب یا تعبیری خاص به کار رود، میتوان از ویرگول یا دو نقطه برای تأکید استفاده کرد.
- مثال: "او را در حال لابهکشیدن دید: صدای دلانگیزش گوشها را پر کرده بود."
-
مکانیسمهای تنوع بیانی: با توجه به متن، میتوان از این کلمه به صورتهای مختلفی استفاده کرد، از جمله به صورتهای توصیفی و تشبیهی.
- مثال: "صدای لابه، چون جوی آبی در دل شب، ملایم و دلنشین بود."
- فرمت نوشتاری: در نوشتار ادبی، میتوان این کلمه را به صورت زیباتر و شاعرانهتر به کار برد.
- مثال: "لابههای عشق در گوشه و کنار دلش طنینانداز میشدند."
هدف از رعایت این قواعد، بهبود وضوح و جذابیت نوشتهها و محاورات فارسی است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او در لابهلای کتابها، یادداشتهای قدیمی را پیدا کرد.
- لابهلای درختان جنگل، صدای پرندگان به وضوح شنیده میشد.
- من لابهلای مشکلات زندگی همیشه سعی میکنم امیدواریام را حفظ کنم.
