لوح
licenseمعنی کلمه لوح
معنی واژه لوح
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی: لَوح، جمع: الواح]
مختصات:
(لَ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
44
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
tablet | plate , bred , table
عربی
لوح | قرص دواء , دفتر , مجموع من أوراق الكتابة , صفيحة , رف , لوحة تذكارية , لوحة , قرص
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "لوح" در زبان فارسی به معنی صفحهای از جنس چوب، سنگ، یا فلز است که برای نوشتن یا حکاکی استفاده میشود. در استفاده و نگارش این کلمه، چند نکته نگارشی و قواعدی وجود دارد:
-
نقطهگذاری: در صورتی که "لوح" در جملهای قرار گیرد، باید به قواعد نقطهگذاری توجه شود. مثلاً:
- "او لوح را برداشت." (نقطه در انتهای جمله)
-
جمعسازی: جمع "لوح" به صورت "لوحها" نوشته میشود. بنابراین در جملات جمعی باید به این نکته توجه کرد:
- "لوحها در موزه نگهداری میشوند."
-
اضافه: وقتی بخواهید به "لوح" اضافه کنید، باید به شکل "لوحِ" و یا "لوحِ معلم" و مانند آن عمل کنید.
- "این لوحِ قدیمی ارزش تاریخی دارد."
-
هجا و تلفظ: این کلمه به صورت /luːah/ تلفظ میشود و دقت در تلفظ آن برای فهم صحیح جملات مهم است.
- استفاده مجاز: "لوح" میتواند در معنیها و کاربردهای مختلفی مورد استفاده قرار گیرد: مانند "لوح فشرده" در علوم کامپیوتر یا "لوح تقدیر" در مراسم تقدیر.
رعایت این نکات میتواند به بهبود نگارش و فهم مطلب کمک کند. در هر حال، توجه به متن و ساختار جملات نیز بسیار مهم است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- لوح چوبی قدیمی که در موزه نگهداری میشود، تاریخچهای غنی از فرهنگ گذشته را بازگو میکند.
- معلم به هر یک از دانشآموزان یک لوح سفالی داد تا روی آن ایدههای خلاقانه خود را بنویسند.
- در مراسم جشن فارغالتحصیلی، به دانشآموختگان لوحهای تقدیر اهدا شد تا موفقیتهایشان را نکوداشت کند.
