ماسیدن
licenseمعنی کلمه ماسیدن
معنی واژه ماسیدن
māsidan
coagulate
|
ماسیدن
مترادف:
1- بستن، منجمدشدن
2- خشك شدن
3- لخته شدن
4- نفع داشتن، بهره بردن، عايد شدن
5- مثمر واقع شدن، نتيجه دادن، به ثمر رسيدن، تحقق يافتن
6- قد دادن، رسيدن
7- ناگفته ماندن، ادا نشدن
8- انجام نشدن، ناتمام ماندن
9- بي حركت ماندن
10- رس
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر لازم)
مختصات:
(عا.)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
165
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
coagulate | congeal , harden , jell , rubbing
عربی
تخثر | تجلط , خثر , جلط
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ماسیدن" به معنای نرم و ملایم شدن یا بیرون آمدن از یک ماده (مانند ماسه) است. در زبان فارسی، این کلمه به صورت قاعدهای خاص و نگارش درست به کار میرود. در ادامه به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این واژه اشاره میشود:
-
استفاده در جملات:
- از "ماسیدن" به عنوان فعل در جملات استفاده میشود. مثال: "خمیردندان باید مدتی ماسیده شود تا ساختار مناسبی بگیرد."
-
ترکیب با افعال دیگر:
- میتوانید "ماسیدن" را با افعالی مانند "باید"، "میتواند"، "فنّی" و ... ترکیب کنید: "این خمیر باید خوب ماسیده شود."
-
نکات املایی:
- اطمینان حاصل کنید که املای کلمه "ماسیدن" به درستی رعایت شده است و به صورت "ماسیدن" نوشته شود و نه به حالتهای دیگر.
- نکات معنایی:
- "ماسیدن" ممکن است در زمینههای مختلفی به کار رود، از جمله در آشپزی، صنایع دستی و غیره. بنابراین قبل از استفاده، با زمینه استفاده آشنایی داشته باشید.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "ماسیدن" به درستی در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- وقتی گلها را به آرامی در دستانم ماسیدم، عطر خوش آنها فضای اطراف را پر کرد.
- او با دقت روی صورتش کرم مرطوبکننده را ماسید و احساس آرامش خوبی پیدا کرد.
- در حین بازی، کودکها خاک را به دست گرفته و با شوق آن را بر روی بدنشان ماسیدند.
