مسکین
licenseمعنی کلمه مسکین
معنی واژه مسکین
meskin
poor
|
مسکین
مترادف:
1- بي بضاعت، بيچاره، بينوا، خاكسار، تنگدست، درويش، راجل، فقير، محتاج، مفلس، تهي دست، بي چيز
متضاد:
توانگر
1- درمانده، عاجز، ناتوان
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، صفت) [عربی، جمع: مساکین]
مختصات:
(مِ) [ ع . ] (ص .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
meskin
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
180
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
poor | the poor
ترکی
fakir
فرانسوی
les pauvres
آلمانی
die armen
اسپانیایی
los pobres
ایتالیایی
il povero
عربی
فقير | مسكين , رديء , بائس , ضعيف المستوى , محتاج , نحيل , زهيد , عادي , سقيم , معاني , عاجز , معوز , في حالة متدهورة , حقير , غير كافئ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مسکین" در زبان فارسی به معنای فردی نیازمند، بیچیز یا کمبرخوردار است. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
-
نگارش صحیح: کلمه "مسکین" باید به همین شکل نوشته شود. از لحاظ املایی باید دقت شود که "ک" و "ن" پایانی به درستی آورده شوند.
-
معنی و مفاهیم: "مسکین" علاوه بر معنای نیازمند، میتواند به معنای کسی که در وضعیت دشواری قرار دارد یا به نوعی قابل ترحم است، نیز به کار رود.
-
کاربرد در جمله:
- این کلمه معمولاً به عنوان صفت به کار میرود. مثلاً: "او یک فرد مسکین است."
- میتواند به عنوان اسم نیز استفاده شود: "مسکینان در جامعه نیازمند توجه بیشتری هستند."
-
همخانوادهها: خانواده لغوی این کلمه شامل "مسکنت"، "مسکینی" و "مسکینوار" میباشد.
- نکات نگارشی:
- در نوشتار رسمی و ادبی، بهتر است از بکار بردن این کلمه در معنای تحقیرآمیز پرهیز شود.
- اگر در متنی رسمی و ادبی به این کلمه اشاره میشود، باید با ادب و احترام به موضوع پرداخته شود.
امیدوارم این نکات برای شما مفید باشد! اگر سوال خاصی دارید، خوشحال میشوم کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او با چشمانی پر از ناامیدی به زندگی نگاه میکرد و به وضعیت مسکین خود فکر میکرد.
- در میدان شهر، مردی مسکین در تلاش بود تا از مردم کمک بگیرد و لقمه نانی برای خود فراهم کند.
- داستان آن حافظهدار مسکین به ما یادآوری میکند که در دنیای پرهیاهو، باید به حال نیازمندان توجه کنیم.
