مشوش
licenseمعنی کلمه مشوش
معنی واژه مشوش
mošavvaš
confused
|
مشوش
مترادف:
1- آسيمه، آشفته، بي آرام، پريشان، شوريده، مضطرب، ناراحت، نگران، هراسان
2- نامرتب
متضاد:
آرام
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی]
مختصات:
(مُ شَ وَّ) [ ع . ] (اِمف .)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
moSavvaS
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
646
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
confused
ترکی
kafası karışmış
فرانسوی
confus
آلمانی
verwirrt
اسپانیایی
confundido
ایتالیایی
confuso
عربی
حائر | مرتبك , مشوش , مضطرب , متحير , فوضوي , مختل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مشوش" به معنی گیج، سردرگم یا نگران استفاده میشود و به طور معمول در جملات فارسی به عنوان صفت به کار میرود. در اینجا به برخی از نکات قواعدی و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
-
نقش کلمه: "مشوش" یک صفت است و معمولاً برای توصیف حالتی از فرد یا موضوعی استفاده میشود.
- مثال: او در آن لحظه مشوش به نظر میرسید.
-
ترکیب با اسمها: "مشوش" میتواند با اسمها ترکیب شود تا معانی مختلفی ایجاد کند.
- مثال: احساسات مشوش، افکار مشوش
-
پیوند جملات: میتوان از "مشوش" در جملات مرکب استفاده کرد.
- مثال: او مشوش بود و نمیتوانست تصمیم درستی بگیرد.
-
مقابل و متضاد: کلمه مشوش دارای معانی متضاد نیز هست که میتواند به درک بهتر آن کمک کند.
- مثال: آرام، متمرکز
-
قواعد املایی: املای صحیح این کلمه به صورت "مشوش" است و باید به این نکته دقت کرد که در نوشتار از اشکال نادرست آن پرهیز شود.
- استفاده در ادبیات: شاعران و نویسندگان ایرانی نیز از این کلمه برای بیان احساسات و حالات درونی شخصیتها استفاده کردهاند.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "مشوش" در جملات و نوشتههای خود به درستی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- ذهنم به خاطر مشکلات روزمره بسیار مشوش شده است و نمیتوانم تمرکز کنم.
- وقتی که خبر ناگوار را شنیدم، احساس مشوشی و سردرگمی در من ایجاد شد.
- صدای بلند موسیقی در جشن، احساس مشوشی را در من به وجود آورد و نتوانستم از مراسم لذت ببرم.
