مظنون
licenseمعنی کلمه مظنون
معنی واژه مظنون
maznun
suspected
|
مظنون
مترادف:
1- ظنين، بدگمان
2- متهم، مشكوك، درمظان
متضاد:
مبرا
1- نامعلوم، نامحقق
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، صفت) [عربی]
مختصات:
(مَ) [ ع . ] (اِمف .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
maznun
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
1046
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
suspected | doubtful , the suspect
ترکی
şüpheli
فرانسوی
le suspect
آلمانی
der verdächtige
اسپانیایی
el sospechoso
ایتالیایی
il sospetto
عربی
مشبوه | يشتبه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مظنون" در زبان فارسی به معنای فردی است که احتمال میرود در یک جرم یا تخلف نقشی داشته باشد. در ادامه به برخی از قواعد نگارشی و زبانی مربوط به این کلمه اشاره میکنیم:
-
نحوه استفاده: "مظنون" معمولاً به عنوان اسم و در جملات به صورت فاعل یا مفعول به کار میرود.
- مثال: "مظنون در حال بازجویی است."
-
پیشوند و پسوند: این کلمه میتواند با پیشوندها و پسوندهای مختلف ترکیب شود:
- "مظنونیت": به معنای حالت یا ویژگی مظنون بودن.
- "مظنونان": به جمع "مظنون" اشاره دارد.
-
فعلهای مربوط: معمولاً با فعلهایی مانند "شناسایی"، "دستگیر کردن" و "بازجویی کردن" میآید.
- مثال: "پلیس مظنون را شناسایی کرد."
-
قیدها و صفات: میتوان با قیدها و صفات مختلف به توصیف مظنون پرداخت.
- مثال: "مظنون اصلی این پرونده بارها بازجویی شده است."
-
نکات نگارشی: در نوشتن کلمه "مظنون"، رعایت املای درست و عدم استفاده از حروف غیرضروری ضروری است.
- جملات شرطی: میتوان کلمه "مظنون" را در جملات شرطی نیز به کار برد.
- مثال: "اگر مظنون شناسایی شود، پرونده سرعت بیشتری میگیرد."
با رعایت این نکات، میتوانید به نحو صحیح و مؤثری از کلمه "مظنون" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- مظنون در حالی که به سوالات پلیس پاسخ میداد، همواره سعی میکرد آرامش خود را حفظ کند.
- شاهدان عینی، مظنون را در محل حادثه دیده بودند و اطلاعاتی از او ارائه دادند.
- پلیس برای شناسایی مظنون اصلی تحقیقاتی گسترده را آغاز کرده است.
