معمور
licenseمعنی کلمه معمور
معنی واژه معمور
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
(مَ) [ ع . ] (اِمف .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
ma'mur
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
356
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
maamur
ترکی
maamur
فرانسوی
maamour
آلمانی
maamur
اسپانیایی
maamur
ایتالیایی
maamur
عربی
معمور
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "معمور" به معنای "مشغول" یا "پرمشغله" است و در جملات فارسی میتواند به صورتهای مختلفی مورد استفاده قرار گیرد. در زبان فارسی، قواعد نگارشی و استفاده از کلمات شامل نکات زیر است:
-
جنس کلمه: "معمور" یک صفت است و بنابراین باید با اسم همجنس خود همخوانی داشته باشد. به عنوان مثال:
- "او شخصی معمور است." (در اینجا "شخص" مذکر است و "معمور" صفتی است که توصیفش میکند.)
-
ترکیب با سایر کلمات: معمولاً برای توصیف شخصیت یا وضعیت افراد استفاده میشود. مثلاً:
- "او در پروژهای معمور است."
- "کارشناسان معمور در این حوزه به بررسی میپردازند."
-
نقطهگذاری: همانند سایر جملات، اگر "معمور" در وسط یا پایان جمله قرار گیرد، باید از قواعد نقطهگذاری پیروی کند. برای مثال:
- "با توجه به اینکه او معمور است، برنامهریزی دقیقی انجام شد."
-
معادلهای دیگر: بسته به مفهوم مورد نظر، ممکن است از معادلهای دیگری مانند "مشغول" یا "پرمشغله" نیز استفاده شود.
- تاکید: برای تاکید بر صفت "معمور"، میتوان آن را با قیدهایی نظیر "بسیار" یا "کاملاً" همراه کرد:
- "او بسیار معمور به نظر میرسد."
استفاده صحیح از این کلمه در جملات به شفافیت و وضوح محتوای بیان شده کمک میکند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- معمورین در تلاشند تا امنیت شهر را به بهترین شکل ممکن تأمین کنند.
- در این منطقه، یک معمور با تجربه به دنبال شناسایی و دستگیری متهمان است.
- به دلیل افزایش آمار جرم و جنایت، معماران پلیس تصمیم به استخدام تعداد بیشتری معمور گرفتند.
