ممانعت
licenseمعنی کلمه ممانعت
معنی واژه ممانعت
momāne'at
interdiction
|
ممانعت
مترادف:
1- بازداشتن
2- جلوگيري، خودداري، دفع، قدغن، منع
متضاد:
ترغيب
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی: ممانَعة]
مختصات:
(مُ نِ عَ) [ ع . ممانعة ] (مص م .)
الگوی تکیه:
WWWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
momAne'at
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
601
شمارگان هجا:
4
دیگر زبان ها
انگلیسی
interdiction | prevention , exclusion , prohibition , curbing , debarment , forbiddance , hindrance
ترکی
engel
فرانسوی
obstacle
آلمانی
hindernis
اسپانیایی
obstáculo
ایتالیایی
ostacolo
عربی
منع | الحظر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ممانعت" در زبان فارسی به معنای جلوگیری کردن یا مانع شدن استفاده میشود. این واژه به طور کلی از ریشه "ممانعت" به معنای دفاع و جلوگیری میآید و در متون رسمی و ادبی کاربرد دارد.
قواعد نگارشی و کاربردی برای کلمه "ممانعت":
-
استفاده در جملات:
- "پلیس اقدام به ممانعت از ترافیک سنگین کرد."
- "ممانعت از ورود افراد ناخواسته به محل برگزاری کنسرت ضروری است."
-
عدم استفاده بیش از حد:
- در متون علمی، ادبی و رسمی میتوان از "ممانعت" به عنوان یک اصطلاح فنی استفاده کرد، اما در نثر عامیانه ممکن است واژههای سادهتری مانند "جلوگیری" مناسبتر باشند.
-
نکات علامتگذاری:
- در جملههایی که "ممانعت" به عنوان یک فعل است، باید توجه داشت که فعل باید با زمان و فاعل مناسب هماهنگ باشد.
- "ممانعت کردن از" به معنای مانع شدن است و باید به این شکل به کار رود.
-
نحوه تلفظ:
- "ممانعت" به صورت "ma-man'at" تلفظ میشود. توجه به نطق روان این کلمه در مکالمات رسمی یا سخنرانیها مهم است.
- ترکیبها:
- میتوان از ترکیبهای مختلف با "ممانعت" استفاده کرد، مانند "ممانعت قانونی" یا "ممانعت فنی"، که هر یک مفهوم خاص خود را دارند.
به طور کلی، "ممانعت" یک واژه رسمی و متداول در زبان فارسی است و میتواند در زمینههای مختلف به کار رود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- ممانعت از ورود افراد غیرمجاز به اماکن حساس، بهمنظور تأمین امنیت بسیار اهمیت دارد.
- اگرچه او تلاش کرد تا ایدههای خود را مطرح کند، اما ممانعتهای مدیریت مانع از آن شد.
- ممانعت از فعالیتهای غیرقانونی یکی از وظایف اصلی نیروی انتظامی است.
