جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

mu
hair  |

مو

معنی: 1 - رشد خارجی روی پوست به صورت رشته های محکم نخ مانند به ویژه رشته های رنگیزه داری که پوشش ویژة یک پستاندار است . 2- پوشش مویی یک جانور یا بخشی از بدن به ویژه پوشش مویی سر انسان . ؛~ی دماغ (کن .) مزاحم . ؛~ را از ماست کشیدن (کن .) بسیار دقیق بودن (به ویژه در حساب و کتاب ). ؛~ها را در آسیاب سفید نکردن (کن .) گذشت عمر و داشتن تجربه .
708 | 0
مترادف: جعد، زلف، شعر، كاكل، گيس، گيسو
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [پهلوی: moy] ‹موی› (زیست‌شناسی)
مختصات: (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: mow
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 46
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
hair | wool , bristle , grapevine
ترکی
saç
فرانسوی
cheveux
آلمانی
haar
اسپانیایی
cabello
ایتالیایی
capelli
عربی
شعر | شعرة , مسافة ضئيلة , نسيج من وبر , قماش من الصوف , دقة بالغة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مو" در زبان فارسی یکی از نام‌های عمومی است که به معنی تارهای ریز و باریک بر روی پوست سر، صورت و دیگر نقاط بدن انسان و همچنین برخی از حیوانات به کار می‌رود. در نگارش این کلمه و دیگر موارد مرتبط با آن، می‌توان به نکات زیر توجه کرد:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "مو" به صورت صحیح و بدون هیچ تغییر یا اضافاتی نوشته می‌شود.

  2. استفاده از واژگان هم‌معنا: در نوشتار رسمی می‌توان از واژگانی مانند "تار" یا "پوشش" استفاده کرد. در این صورت باید توجه داشت که واژه‌ها در زمینه معانی درست و مناسب به کار روند.

  3. توجه به صیغه‌ها: در جملات، صیغه‌های مختلف فعل باید با توجه به فاعل جمله و زمان مناسب انتخاب شود. مثلاً: "موهایم را کوتاه کردم."

  4. تطابق عدد و شمارش: در مواردی که به تعداد موها اشاره می‌شود، باید از قاعده تطابق عدد و شمارش استفاده کرد. به عنوان مثال: "دو مو" یا "چند مو".

  5. استفاده از صفات و قیدها: برای توصیف مو می‌توان از صفات و قیدها استفاده کرد، مانند "موهای بلند"، "موهای زرد"، "خیلی نرم" و غیره.

  6. تنوع در جملات: برای جلوگیری از تکرار و یکنواختی، می‌توان از کلمات و عبارات مختلفی برای اشاره به مو استفاده کرد. به عنوان مثال: "موهای فر"، "موهای صاف".

با رعایت این موارد، نوشتار شما در خصوص کلمه "مو" می‌تواند به شکل مؤثری صورت گیرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او روزانه موهایش را با شامپوی طبیعی شست و شو می‌دهد تا نرم و درخشان بمانند.
  2. در مراسم عروسی، دسته‌ای از گل‌های زیبا را به موهایش تزیین کرد.
  3. موهای بلند و مشکی او همیشه توجه همه را به خود جلب می‌کند.

واژگان مرتبط: موی سر، گیسو، پشم، کرک، نخ پشم، جامه پشمی، موی زبر، موی خوک، موی سیخ، تاک، درخت انگور، شهرت، شایعه

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری