شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

nādār
poor  |

نادار

معنی: تهیدست ، فقیر. بی نوا. مق دارا.
312 | 0
مترادف: بي چيز، بي نوا، تنگدست، تهي دست، فقير، مستمند، مفلس، ندار
متضاد: دارا، غنا
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت فاعلی)
مختصات: (ص فا.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: nAdAr
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 256
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
poor
ترکی
fakir
فرانسوی
pauvre
آلمانی
arm
اسپانیایی
pobre
ایتالیایی
povero
عربی
فقير | مسكين , رديء , بائس , ضعيف المستوى , محتاج , نحيل , زهيد , عادي , سقيم , معاني , عاجز , معوز , في حالة متدهورة , حقير , غير كافئ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "نادار" در زبان فارسی به معنای "کم، نادر، کمیاب" استفاده می‌شود. به همین دلیل، در نگارش این کلمه و موارد استفاده‌اش باید بخصوص به نکات زیر توجه کرد:

  1. هجی صحیح: کلمه "نادار" به همین شکل نوشته می‌شود و نباید با حروف دیگر ترکیب شود.

  2. معنی و کاربرد: "نادار" معمولاً به عنوان صفت به کار می‌رود. مثلاً: "این کتاب نادار است" یعنی این کتاب نادر و کمیاب است.

  3. قید و صفت: توجه داشته باشید که "نادار" می‌تواند به عنوان صفت در جملات به کار رود و با اسم‌هایی که معنی کمیابی دارند، ترکیب شود.

  4. استفاده در جملات: در جملات، این کلمه می‌تواند با دیگر صفات و قیدها ترکیب شود. مثلاً: "این نوع گل نادار است و در فقط در برخی مناطق می‌روید."

  5. نکات نگارشی: در نوشتاری که شامل "نادار" است، باید قواعد نگارشی دیگر مانند نقطه‌گذاری و استفاده صحیح از حروف بزرگ و کوچک رعایت شود.

  6. مخالف و مترادف: مترادف‌های "نادار" شامل "کمیاب" و "کمیاب" و مخالف آن "فراوان" و "معمولی" هستند.

با رعایت این نکات می‌توان به درستی از "نادار" در نوشتار فارسی بهره برد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او به عنوان یک نادار، همیشه در تلاش بود تا به دیگران کمک کند و از مشکلات آن‌ها آگاه شود.
  2. برخی افراد نادار، در جامعه به خاطر مشکلات مالی خود مورد قضاوت نادرست قرار می‌گیرند.
  3. ناداری تنها به وضعیت مالی محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند شامل نداشتن فرصت‌های آموزشی و اجتماعی نیز باشد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری