شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

navāzande
player  |

نوازنده

معنی: 1 - نوازش کننده . 2 - آن که ساز می زند.
361 | 0
مترادف: خنياگر، رامشگر، ساززن، مطرب، مغنيه، موسيقي نواز، موسيقيدان
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت فاعلی)
مختصات: (نَ زَ دِ) (ص فا.)
الگوی تکیه: WWWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: navAzande
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 123
شمارگان هجا: 4
دیگر زبان ها
انگلیسی
player | musician , instrumentalist , executant , the musician
ترکی
müzisyen
فرانسوی
le musicien
آلمانی
der musiker
اسپانیایی
el músico
ایتالیایی
il musicista
عربی
عازف | ممثل , بيانو يعزف مكنيكيا , لاعب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "نوازنده" یک اسم است که به فردی اطلاق می‌شود که سازی می‌نوازد. در زبان فارسی، قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه و دیگر نام‌ها به شرح زیر است:

  1. جنس و عدد: "نوازنده" به صورت مذکر و مؤنث به کار می‌رود، اما به طور کلی به صورت مذکر شناخته می‌شود. برای مؤنث می‌توان از "نوازنده زن" استفاده کرد.

  2. جمع: جمع کلمه "نوازنده" به صورت "نوازندگان" است.

  3. نقش در جمله: "نوازنده" می‌تواند به عنوان فاعل، مفعول یا سایر اجزای جمله به کار رود. به عنوان مثال:

    • فاعل: نوازنده‌ای در کنسرت به نوازندگی مشغول بود.
    • مفعول: من نوازنده‌ای را شناخته‌ام که بسیار ماهر است.
  4. حروف اضافه: این کلمه معمولاً با حروف اضافه به شکل زیر به کار می‌رود:

    • "با": نوازنده با سازش به اجرای موسیقی پرداخت.
    • "از": نوازنده از تکنیک‌های جدید استفاده کرد.
  5. قواعد املایی: "نوازنده" باید با حروف صحیح و بدون اشتباه املایی نوشته شود.

  6. استفاده از صفت: می‌توان از صفات برای توصیف نوازنده استفاده کرد:
    • نوازنده ماهر
    • نوازنده جوان

با رعایت این قواعد می‌توانیم به درستی از کلمه "نوازنده" در جملات مختلف استفاده کنیم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. نوازنده توانست با اجرای زیبا و دلنشینش، دل تمام حاضران را با خود ببرد.
  2. او یک نوازنده ماهر پیانو است که در کنسرت‌های بین‌المللی شرکت می‌کند.
  3. نوازنده درخشانی که در خیابان‌ها می‌نوازد، همیشه توجه عابران را جلب می‌کند.

واژگان مرتبط: بازیکن، هنرپیشه، بازیکن ورزشی، موسیقی دان، خنیاگر، ساز زن، ساقی، نغمه پرداز، سازنده، نواختن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری