شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

to let go  |

ول دادن

معنی: 1 - رها کردن ، آزاد کردن . 2 - آزاد کردن کسی از زندان .
614 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (وِ. دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 95
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to let go
عربی
ترك | أطلق سراح , ودع , صرف من الذهن , لترك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «ول دادن» در زبان فارسی به معنای رها کردن یا آزاد کردن چیزی به کار می‌رود. این کلمه به صورت فعل و در ترکیب‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره می‌شود:

  1. فعل مرکب: «ول دادن» یک فعل مرکب است و باید به صورت جدا از هم نوشته شود. در نگارش، مهم است که این کلمه را به درستی و به صورت جدا از هم بنویسیم.

  2. صرف فعل: این فعل را می‌توان با توجه به زمان و ضمیرهای مختلف صرف کرد. به عنوان مثال:

    • من ول می‌دهم.
    • تو ول می‌دهی.
    • او ول می‌دهد.
  3. استفاده در جملات: این کلمه می‌تواند در جملات مختلفی به کار برود. به عنوان مثال:

    • «او تصمیم گرفت کتابش را ول دهد.»
    • «پیش از رفتن، باید وسایلت را ول بدهی.»
  4. معنای مجازی: در برخی مواقع، «ول دادن» به معنای عدم توجه به یک موضوع یا فرد نیز به کار می‌رود. در این موارد، معمولاً نگاهی انتقادی یا احساسی به وضعیت موجود دارد.

    • «من این موضوع را ول داده‌ام و دیگر نگران آن نیستم.»
  5. نکات نگارشی: در نوشته‌های رسمی و ادبی، باید توجه داشت که کلمات را به درستی و با دقت اِملاء کرد و از به کار بردن زبان محاوره‌ای بیش از حد خودداری کرد.

اگر سؤالات بیشتری دارید یا نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، لطفاً بفرمایید!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بعد از چند ساعت کار فشرده، بالاخره تصمیم گرفتم کارها را ول بزنم و کمی استراحت کنم.
  2. او به خاطر فشارهای زندگی نتوانست به رویای خود ادامه بدهد و تصمیم گرفت آن را ول دهد.
  3. به محض اینکه دیدم بچه‌ها در حال بازی کردن هستند، همه کارها را ول دادم و به آنها ملحق شدم.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری